نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶ - شعر گفتن گلشاه در هجر ورقه عیوقی

عیوقی / ورقه و گلشاه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ایا نزهت و راحت جان من

دل و دیده و جان و جانان من

تو درمان جانی و درد دلی

کجا رفتی ای درد و درمان من

گسستندم از تو، نکردند رحم

برین خسته دو چشم گریان من

ز درد دلم گشت رخساره زرد

ز غم گوژ شد سرو بستان من

ز بهر درم به غریبی مرا

بدادند بی امر و فرمان من

تو بر جان خود بر، مخور زینهار

که خوردند زنهار بر جان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره می‌کند. او از نزهت و راحتی که جانش را تسکین می‌دهد یاد می‌کند و از درد و رنج ناشی از جدایی شکایت دارد. احساس تنهایی و غم عمیق او، چهره‌اش را زرد کرده و وجودش را تحت فشار قرار داده است. او همچنین از بی‌رحمی و بی‌توجهی دیگران به حالش گلایه می‌کند و هشدار می‌دهد که عشقش را نادیده نگیرند، زیرا آنها نیز در خطر آسیب قرار دارند. شعر به طور کلی نمایانگر عواطف شدید و ناامیدی ناشی از جدایی است.