بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقه عیوقی
عیوقی / ورقه و گلشاه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
کنم آه ازین چرخ گردنده آه
که عیشم تبه کرد و روزم سیاه
تو بدرود باش ای گرانمایه در
که من تن سپردم به خاک سیاه
مبادا به تو بر تبه عیش و عمر
که هم عیش و هم عمر من شد تباه
دل سوخته در غم مهر تو
همی برد خواهم به نزد اله
دریغا که از وصل تو مر مرا
گسسته شد اومید و کوتاه راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس اندوه و ناامیدی شاعر است از چرخ روزگار که زندگی و شادی او را تباه کرده است. شاعر با افسوس از جدایی و فقدان محبوب خود صحبت میکند و درد دلش را به خدا میبرد. او آرزو دارد که به وصال محبوب نائل شود، اما از قطع امید و دشواری راه رسیدن به او گلایه دارد. به طور کلی، این شعر دردی عمیق و احساسات متضاد عشق و جدایی را به تصویر میکشد.