نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۱۴ بهاء ولد

بهاء ولد / جزو اول

حسین را گفتم که نورزیدی تا اینجا که زمین مرده بود و غیر تو بود زنده شد؟ اگر بورزی تا خود را نیز زنده کنی به طریق اولی بود، از زنده شدن غیر که زمین است چنین خوشی‌ات می‌آید، تا از زنده شدن خودت تا چه خوشی‌هات آید. کار به اندازهٔ توانایی و دانایی‌ست؛ چون قدرت و علم اللّه را اندازه نیست، کار او را هم اندازه نیست؛ اینقدر حیاتت اللّه داده است، اگر بورزی زندگیی دهدت که این زندگی در برابر آن زندگی مردگی باشد.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حسین را گفتم که تا پیش از آمدنت، زمین مرده بود و با وجود تو زنده شده است. اگر بتوانی خود را زنده کنی، این زنده شدن از زنده شدن زمین هم خوشایندتر خواهد بود. کارها به اندازه‌ی توانایی و دانش فرد است، چون قدرت و علم خداوند بی‌پایان است و هیچ چیزی نمی‌تواند اندازه‌اش باشد. این مقدار حیات که داری از سوی خداست و اگر بتوانی زنده‌تری، زندگی‌ای به تو داده خواهد شد که در مقایسه با آن زندگی، مردگی به حساب می‌آید.