نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست

هر طرف از شهرت گل داستانی دیگر است

عشق بلبل جلوهٔ گل را نمایان کرد و بس

ورنه گل را درگلستان دوستانی دیگر است

بانگ عشاق وطن غالب زروی درد نیست

خلق را دربارهٔ ایشان گمانی دیگر است

خرقه و دراعه و داغ جبین حرفیست مفت

صاحبان روح عالی را نشانی دیگر است

گربه سبک مدعی رنگین نمی گویم سخن

رخ متاب از من که عاشق را زبانی دیگر است

از مصیبت‌ها منال ای دل که در زیر سپهر

هر مصیبت بهر دانا امتحانی دیگر است

گوش‌جان‌بگشای‌و بشنو زانکه‌اشعار «‌بهار»

صحبت کروبیان را ترجمانی دیگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده عشق و مصیبت می‌پردازد. شاعر در آن به زیبایی و جذابیت گل و بلبل اشاره می‌کند و نقش عشق را در نمایاندن زیبایی‌ها مورد تأکید قرار می‌دهد. او به تفاوت داستان‌ها و تجربیات افراد در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که درد و رنج همگی بخشی از امتحان زندگی‌اند. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که مظاهر ظاهری مانند لباس و علامت‌ها نمی‌توانند نشان‌دهنده عمق روح انسان باشند. در نهایت، شاعر گوش جان را به شنیدن حقایق و زیبایی‌های عمیق زندگی فرامی‌خواند.