نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد

زین حبس هم مرنج که این نیز بگذرد

فرهاد گو به تلخی غم صبر کن که زود

شیرینی تعیُّشِ پرویز بگذرد

دوران رادمردی و آزادگی گذشت

وین دورهٔ سیاه بلاخیز بگذرد

مردانه پای دار بر اَحداث روزگار

کاین روزگار زن‌صفت حیز بگذرد

ما و تو نیستیم و به خاک مزار ما

بسیار این نسیم فرح‌بیز بگذرد

این است پند من که ز خوب و بد جهان

نه غرّه شو، نه رنجه؛ که هر چیز بگذرد

صبح نشاط خندد و آید «‌بهار» عیش

وین شام شوم و عصر غم‌انگیز بگذرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دل خود و دیگران توصیه می‌کند که صبر کنند و به یاد داشته باشند که هر چیزی در زندگی گذراست. او اشاره می‌کند که حتی غم و مشکلات نیز از بین می‌روند و دوران سختی‌ها به پایان می‌رسد. شاعر به یادآوری می‌کند که نه باید به خوبی‌ها مغرور شد و نه از بدی‌ها ناامید؛ زیرا همه چیز گذراست. در نهایت، او به آمدن روزهای خوش و بهار شادی اشاره می‌کند که جای شب‌ها و غم‌ها را خواهد گرفت.