نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خوبرویان یار را در عین یاری می‌کشند

دوستداران را به جرم دوستداری می‌کشند

مرغ وحشی چون نمی‌افتد به دست کودکان

مرغ دست‌آموز را با زجر و خواری می‌کشند

شاهدان دیر جوش از دوستان باوفا

زود سیر آیند و ایشان را به زاری می‌کشند

دوستان خاص را مانند مرغ خانگی

در عروسی و عزا بر رسم جاری می‌کشند

سر شبانان فی‌المثل گوسالهٔ پا بسته را

در قبال جستن گاو فراری می‌کشند

تا مگر از کید بدخواهان دمی ایمن شوند

نیکخواهان را ز فرط خام کاری می‌کشند

بهر قربان بر سر راه حسودان دورو

غمگساران را به جای غمسگاری می‌کشند

چون وزیر و پیل و رخ از کار افتادند و شاه

ماند بی‌اصحاب با یک زخم کاری می‌کشند

تجربت‌ها کرده‌ایم از کار دولت‌ها «‌بهار»

گر نکشتی اختیاری‌، اضطراری می‌کشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به نقد جامعه و روابط انسانی می‌پردازد و نشان دهنده ظلم، خیانت و بی‌وفایی است. شاعر به طور کنایه‌آمیز بیان می‌کند که در دنیای امروز، افرادی که یاری می‌کنند یا به دیگران محبت می‌کنند، اغلب مورد آسیب قرار می‌گیرند. او به این نکته اشاره دارد که دوستان واقعی، مانند پرندگان خانگی، در پی مشکلات و حسادت‌ها به این راحتی قربانی می‌شوند. این شعر نشان‌دهنده‌ی نوعی بی‌اعتمادی و ناامنی در روابط اجتماعی است و تأکید دارد بر این که در موقعیت‌های مختلف، افراد خوب و نیکوکار به راحتی مورد ستم قرار می‌گیرند. در نهایت، شاعر با تجربه‌هایی که از دولت‌ها و وضعیت‌های اجتماعی کسب کرده، به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر اختیاری در جنایات و ظلم‌ها نباشد، ناگزیر انسان‌ها به سمت بدی کشیده می‌شوند.