نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نرگس غمزه‌زنش بر سر ناز است هنوز

طرهٔ پرشکنش سلسله‌باز است هنوز

عاشقان را سپه ناز براند از در دوست

بر در دوست مرا روی نیاز است هنوز

خاک محمود شد از دست حوادث بر باد

در دلش آتش سودای ایاز است هنوز

هر کسی را سر کوی صنمی شد مقصود

مقصد ساده‌دلان خاک حجاز است هنوز

گرچه شد عمر من از خط توکوتاه ولی

دست امّید به زلف تو دراز است هنوز

مسجد حسن تو از خط شده ویران لیکن

طاق ابروی تو محراب نماز است هنوز

روزی ای گل به چمن چشم گشودی از ناز

چشم نرگس به تماشای تو باز است هنوز

زین تحسرکه چرا سوخت پرپروانه

شمع دلسوخته در سوز وگداز است هنوز

باز شد شهپر مرغان گرفتار بهار

بستگی‌هاست که در دیده ی باز است هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و زیبایی‌ها می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوقه‌اش سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که با وجود سختی‌ها و تغییرات زمان، عشق و میل به وصال هنوز زنده و برقرار است. شاعر به حالت‌های مختلف عاشقانه، عدم قطعیت و آرزوهایش اشاره می‌کند و به طور کلی به قدرت عشق و زیبایی در زندگی اشاره می‌کند. همچنین با تمثیل‌های زیبا، ترکیبات طبیعی و انسانی را با عشق پیوند می‌زند و احساسات عمیق خود را ابراز می‌کند.