نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جان قرین رخ جانان شود انشاء‌الله

هرچه خواهد دل ما، آن شود انشاء‌الله

تا ببیند بت من حال پریشانی دل

زلفش از باد پریشان شود انشاء‌الله

آن که خون دلم از دیده به دامان افشاند

خونش از دیده به دامان شود انشاء‌الله

ای‌نهان گشته‌ ز من‌، باش که حال دل زار

همچو خال تو نمایان شود انشاء‌الله

دل آشفته‌ام از بیم شب هجر دراز

در سر زلف تو پنهان شود انشاء‌الله

تا شود خانهٔ دل‌های عزیزان آباد

خانهٔ جور تو ویران شود انشاء‌الله

بلبل آسوده نشین کز دم جان‌بخش بهار

دهر ویرانه گلستان شود انشاء‌الله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به امید و آرزوهای شاعر درباره عشق و دل‌باختگی اشاره دارد. شاعر با بیان احساساتش، از خواسته‌ها و امیدهای قلبی‌اش سخن می‌گوید، امیدوار است که محبوبش با دیدن حال پریشان او به دلش رحم کند. همچنین، او از وضعیت دلش در غیبت محبوبش و آرزوی آباد شدن دل‌ها سخن می‌گوید، و با اشاره به بهار و شکوفایی گلستان، برآمدن از ویرانی و رسیدن به سربلندی و شادی را آرزو می‌کند. در کل، این شعر بیانگر عشق، دلتنگی و امید به وصال است.