نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پول ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به صاحبقرانیه جزء وزیران

نشستم ولی یک قِران هم ندارم

بجز ملک و مکنت به جز کید و حیلت

ز دیگر وزیران جوی کم ندارم

به نزد گروهی است حرمت به ثروت

ولیکن من آن را مسلم ندارم

از این‌روی در عین فقر اعتنایی

به تحصیل دینار و درهم ندارم

رفیقان همه ملک دارند و مکنت

ولی من به جز صدراعظم ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساساتش نسبت به مقام و ثروت می‌پردازد. او به عنوان یکی از وزیران، در حالی که در نزدیکی قدرت قرار دارد، اعتراف می‌کند که هیچ ثروتی ندارد و تنها به مقام صدارت خود افتخار می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که احترام و اعتبار در میان مردم بیشتر به خاطر ثروت است، اما او به وضوح اعلام می‌کند که به جمع‌آوری پول و دارایی اهمیت نمی‌دهد و در عین فقر، به باورهای معنوی‌اش پایبند است. در نهایت، او با بقیه وزرا مقایسه می‌کند و می‌گوید که تنها چیزی که دارد مقام خود است و نه ثروت.