شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شد ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
یارم از خوابگاه من برخاست
فتنه بیدار شد که زن برخاست
بت من سر ز خوابگه برکرد
وز چمن شاخ یاسمن برخاست
پیش زلف سیاهش آهوی چین
از سر نافهٔ ختن برخاست
وان که بسپرد دل بدان سر زلف
از سر جان بستن برخاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیداری یار و تأثیر آن بر شاعر اشاره دارد. یار، که از خوابگاه برمیخیزد، باعث ایجاد فتنه و هیجان میشود. شاعر از زیباییهای یار و زلفهایش صحبت میکند و به احساسات عمیق خود نسبت به او میپردازد. بیداری یار به نوعی نماد قدری از عشق و شوق است که قلب شاعر را در بر میگیرد.