نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ - آشوب بغداد ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو از گشت زمان آلمان و اتریش

به چنگ حزب نازی اندر افتاد

بپا گردید جنگی خانمان‌سوز

که مانندش ندارد آدمی یاد

ز ده کشور فزون در چنگ آلمان

به یک ضربت شدند از هستی آزاد

عروس دهر پاریس نکو روی

بخفت اندر بر این تازه داماد

به پیش این قضای آسمانی

به تنها انگلستان اندر استاد

ولی ملک عراق اندر میانه

ز ناگه کودتایی کرد بنیاد

«‌رشید عالی‌» از اعیان تازی

به‌ آشوب و به‌ شورش‌ دست بگشاد

وزان پیمان که با انگلستان بود

گذر کرد و ندای حرب در داد

به قصد پادگان انگلستان

سپاه از هر طرف بیرون فرستاد

برای یاریش آمد ز محور

هواپیما به هفتاد و به هشتاد

بپا شد طرفه جنگی کز نهیبش

برآمد از جوان و پیر فریاد

رشید از ترک‌ و ایران‌ یاوری‌ خواست

به دست‌آویز عهد سعدآباد

در این اثنا سپاه انگلستان

مظفر گشت در آغاز خرداد

رشید عالی از بغداد بگریخت

هزیمت را گرفته پیشی از باد

سوی خاک عجم از آب بگذشت

دل از غم‌، پر ز آتش‌، لب پر از باد

بلی‌ بی‌شک‌ هزیمت جست خواهد

چو شاگردی بجوید کین استاد

نبود این‌، جز یکی آشوب ناچیز

کزان آشوب جنگی بلعجب زاد

هم از این بلعجب‌تر نکته اینست

که تاریخش بود «‌آشوب بغداد»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جنگ و آشوبی می‌پردازد که در زمان تسلط نازی‌ها بر آلمان و اتریش رخ داد. جنگی خانمان‌سوز به وقوع پیوست که یادآوری‌اش سخت بود. کشورهای زیادی به چنگ آلمان افتادند و تنها انگلستان توانست در برابر این قضاوت آسمانی بایستد. در این میان، در عراق کودتایی به رهبری رشید عالی علیه انگلیس شکل گرفت. او پیمان با انگلستان را شکست و جنگی را آغاز کرد. رشید عالی از ترکیه و ایران درخواست یاری کرد، اما در نهایت سپاه انگلستان پیروز شد و رشید عالی با شکست از بغداد فرار کرد. در نهایت، این آشوب و جنگ به نام آشوب بغداد در تاریخ ثبت شد.