نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ - تاریخ بنای دبیرستان پهلوی در شهر بابل ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در زمان پهلوی شاهنشه ایران‌، کزو

کشور ایران ز قید هرج و مرج آزاد شد

هرکسی آشفته بود از شفقتش آسوده گشت

هرکجا ویرانه بود از همتش آباد شد

هر دل افسرده از او شعلهٔ شادی کشید

هر دژ مخروبه از او غیرت نوشاد شد

عزت عصر قدیم و ذلت عهد اخیر

آن‌ یکی با یاد آمد وین یکی از یاد شد

کی کند جیش حوادث رخنه دراین مرز و بوم

زان که ایران را حصار از آهن و پولاد شد

وز نفاذ امر خسرو، کوهکن را در عمل

مته شیرین‌کارتر از تیشهٔ فرهاد شد

گر بساط جم برفتی بر سر باد و هوا

زین شه جم رتبه خاک کوه‌ها بر باد شد

دیگران‌ در جهل کوشیدند و شه کوشد به‌ علم

زان که داند که‌ ارتقای کشور از استاد شد

نی به بابل بلکه در هر نقطهٔ کشور ز علم

ریخته بنیادها زین شهریار راد شد

بر مراد شاه‌، فارغ چون که دستور علوم

زبن دبیرستان‌.خوش‌بنیاد محکم لاد شد

کلک مشکین بهار از بهر تاریخش نوشت

این دبیرستان به یمن پهلوی بنیاد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در زمان سلطنت پهلوی، ایران از هرج و مرج نجات یافت و مردم از مشکلاتشان رهایی یافتند. از تلاش‌های شاه، کشور آباد و کانون‌های شادی برپا شد. عزت دوران قدیم به یاد آمد و ذلت روزگار اخیر فراموش گردید. با اراده و همت شاه، ایران در برابر حوادث مقاوم و حصاری آهنین یافت. شاه به علم اهمیت داد و تلاش کرد تا کشور را به سمت پیشرفت سوق دهد. دبیرستان‌های محکم و باکیفیتی تأسیس شد که به پیشرفت علمی کشور کمک کردند و این تغییرات موجب رونق و آبادانی در تمامی نقاط کشور گردید.