نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ - قدرت روح ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رفیقی داشتم بل اوستادی

که‌صرف ‌صحبتش می گشت اوقات

علوم روح را تدریس می کرد

برین سرگشتهٔ جهل و خرافات

بهم دادیم قولی صادقانه

که از ما هرکه گردد زودتر مات

شب هفتم رفیق خویشتن را

کند در عالم رویا ملاقات

بگوید شمه‌ای از عالم روح

ز راه و رسم پاداش و مجازات

قضا را دوست پیشی جست از من

به مینو رخت بربست از خرابات

شب هفتم به خواب من درآمد

گرفتم دستش از روی مصافات

بگفتم چیست آنجا حال وما را

چه بایست از عبادات و ریاضات

بگفت اینجا بود روح عوالم

نه شیادی بکار آید نه طامات

حجاب‌صورت‌اینجا برگرفته است

نباشد چشم‌پوشی و مماشات

نیاید احتیالات از ریاکار

نگیرد بر جوانمرد اتهامات

نشاید سفله‌ای را خواند حاتم

نشاید احمقی را خواند سقرات

صفات اینجا تبرز جسته در روح

عیوب اینجا تجسم جسته بالذات

چنان کانجا مساواتی نباشد

در اینجا هم نمی‌باشد مساوات

تفاوت‌های هول‌انگیز ارواح

کند بیننده را در هر نظر مات

بود جان یکی ردف خراطین

بود روح یکی جفت سموات

توانایی روح اینجا بکار است

شود این برتری تنها مراعات

چو روحی مقتدر آید شتابند

به استقبال وی ارواح اموات

به اوج لامکانش برنشانند

به‌سر بر تاجی از فخر و مباهات

مکان و مدت اینجا بالاراده است

نه‌ میعادی‌ است ‌محسوس و نه میقات

بگفتم قدرت روح از چه خیزد

بفرما تاکنم جبران مافات

جوابم گفت یک جو رحم و انصاف

به است از سال‌ها ذکر و مناجات

محبت کن‌، مروت کن‌، کرم کن

به انسان و به حیوان و نباتات

چراکاین هر سه ذی روحند بی‌شک

فرستد روحشان سوی تو سوقات

چو بر افتاده‌ای رحمی نمایی

سروری در نهادت گردد اثبات

همانا آن‌ خوشی‌ سوقات روح است

که بخشندت به عنوان مکافات

بدی را همچنان پاداش باشد

که از امروز نگذارد به فردات

ترحم کن به مخلوق خداوند

که ‌قوت روح رحم است و مواسات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دوستی است که معلم علوم روحی بود و قول گذاشتند که هرکدام زودتر بمیرد، به دیگری اطلاعاتی در مورد دنیای روحی بدهد. شاعر به خواب رفیقش می‌رود و از او سوالاتی درباره عالم روح می‌پرسد. دوست در پاسخ می‌گوید که در آنجا فقط صداقت و حقیقت وجود دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند با ریا و تظاهر به موفقیت برسد. او توضیح می‌دهد که در آن عالم، صفات و عیوب کاملاً مشخص است و تفاوت‌های زیادی بین ارواح وجود دارد. کسی که روح قوی‌تری دارد، مورد احترام بیشتری واقع می‌شود. در ادامه، به قدرت روح اشاره می‌شود که از محبت و رحم نشأت می‌گیرد و این صفات مهم‌تر از عبادات و راز و نیازهای ظاهری هستند. در نهایت، دوستش توصیه می‌کند به مخلوقات خداوند عشق و مهربانی بورزد، زیرا این نفس پاک و رحم، موجب رشد و کمال روح می‌گردد.