نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ - در فایدهٔ علوم ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

علم از بهر چیست ای استاد

تاکه گیتی شود به علم آباد

علم بهر خیالبافی نیست

کار دانش بدین گزافی نیست

باید از علم سود برخیزد

چون درختی کز او ثمر خیزد

هرکه از علم بهره‌ورگردد

مایه ی راحت بشر گردد

گرچه علم تو پیچ در پیچ است

چون نپیوست با عمل هیچ است

عملت نیز اگر نداشت ثمر

هست چون علم بی‌عمل ابتر

عالم بی‌ثمر دغل باشد

راست چون علم بی‌عمل باشد

پس تو ای مرد ذوفنون اجل

داد هر علم چون دهی به عمل‌؟

ور به‌ یک فن عمل کنی کم و بیش

آن دگرها چه می کشی با خویش

آن که را خنگ راهوار بود

از جنیبت کشیش عار بود

ورنمایی عمل به جمله علوم

لقبت نیست جز جهول و ظلوم

گرتو علم از برای آن خواهی

که بدان قدر دوستان کاهی

اندر آیی به حلقهٔ فضلا

بنشینی به صدر عزّ و علا

لب گشایی و گفتن آغازی

اصطلاحی‌، دو سه‌، بیان سازی

مرد یک‌ فن ‌نشسته‌ خامش ‌و پست

تو ز شاخی‌به‌شاخه‌ای‌زده دست

با همه ‌علم‌ها برآیی راست

جز به‌ علمی که اوستاش آنجاست

گر درآیی به محفل علما

ویژگان علوم ارض و سما

هریکی خاص گشته در هنری

یافته از رموز آن خبری

مانی آنجای همچو خر بوحل

ننهندت به قدر پشه محل

پیش نادان مثل به دانایی

پیش دانا مثل به کانایی

تو به کاری نیایی ای مسکین

بهتر از تست مرد سرگین‌ چین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره اهمیت علم و عمل است. شاعر در آن تأکید می‌کند که علم باید کاربردی و مفید باشد و تنها برای خیال‌پردازی نیست. علم، همچون درختی باید ثمر و نتیجه‌ای داشته باشد که به راحتی و آسایش بشر بینجامد. اگر علمی، بدون عمل باقی بماند، بی‌فایده است و عالم بی‌عمل، همچون درخت بی‌ثمر است. شاعر هشدار می‌دهد که اگر کسی علم دارد اما با آن عمل نمی‌کند، در واقع در حال فریب دادن دیگران است. او همچنین به طرز تفکر افرادی که به دنبال شهرت و موقعیت اجتماعی هستند، انتقاد می‌کند و می‌گوید که توانایی واقعی در انجام یک هنر یا علم خاص نهفته است. در نهایت، فردی که علم ندارد اما به علم‌اندوزی دیگران بی‌توجه است، بهتر است به کاری ساده و مفید مشغول باشد تا به علم بی‌عمل بپردازد. علم باید به عمل منجر شود تا ارزشمند باشد.