نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی مستزاد ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / مستزادها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند

در طرف چمن

وز جور و جفای دهر با هم گفتند

بسیار سخن

شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع

ناگاه صبا

بر گل بوزید و هر دو با هم رفتند

من ماندم و من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پروانه، شمع و گل در شب با هم به گفتگو درباره دشواری‌های زندگی می‌پردازند. اما با سپیده‌دم، پروانه و شمع از میان می‌روند و فقط گل باقی می‌ماند. در نهایت، راوی تنها می‌ماند و احساس تنهایی می‌کند.