شمارهٔ ۳۰ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
وجهک لی من کل وجه حسن
لو لم تکن عینک عین الفتن
ماه نتابد چو رخت بر فلک
سرو نروید چو قدت در چمن
قرب منی سهرا مدنفا
طرفک قد ابعد عنی الوسن
شکر تو لشکر عقلم شکست
دید کسی شکر لشکر شکن؟
یا حبذا وصلک بعد النوی
و حبدا الفرحة بعدالحزن
درد مرا از لب درمان بده
ای لب تو دارو و درمان من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بیانگر عشق و زیبایی است. شاعر به محبوبش اشاره میکند و میگوید که بدون وجود او، زیباییها بیمعنا هستند. او بیان میکند که چهره محبوبش نورماه را تحتالشعاع قرار میدهد و قد او مانند سروی در باغ است. همچنین از درد دوری از محبوب شکایت دارد و خواهان وصال و خوشحالی بعد از غم است. در نهایت، شاعر لبهای محبوبش را درمان دردهای خود میداند.