شمارهٔ ۳۳ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گفتم که به زیرکی تمامم
شاید که خرد بود غلامم
هر چند که توسن است گردون
از دانش من شدست رامم
از جهد و کفایت من است این
کز چرخ بر آمدست کامم
وز غایت عقل و کاردانی
انگشت نمای خاص و عامم
شاید که بدین گمان که بردم
توبیخ کنند بر دوامم
امروز چو روز روشنم شد
کاندر همه کار ناتمامم
گر دعوی پختگی کنم باز
مپذیر که من هنوز خامم
هر چند که مرغ زیرک آمد
بر خاتم روزگار نامم
شک نیست که مرغ زیرکم زانک
افتاده به پای خود به دامم
بر دانش خود چو تکیه کردم
زان از می غم پرست جامم
هم فضل خدای به که گیرد
از روی کرم در اهتمامم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر به زیرکی و هوش خود اشاره میکند و احساس میکند که از دانش و تجربهاش بهرهمند شده است. با این حال، او به صراحت میگوید که هنوز در حال یادگیری و خام است و نباید به او به عنوان فردی پخته نگاه کرد. همچنین، او به چالشهای زندگی و ناتمامی کارهایش اشاره میکند و این که اعتقاد دارد نباید صرفاً به خود و دانش خود تکیه کند، بلکه باید از فضل و رحمت خدا نیز بهرهمند شود.