شمارهٔ ۱۶ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ترکیبات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شخص تو نشانه تیر محن شده
روحت به بارگاه صفا مرتهن شده
بی روی تو گرفته شکن روی آفتاب
وز رفتن تو سخن بی شکن شده
ببرید بند کیسه عمرت به دست قهر
این چرخ همچو کاسه همه تن دهن شده
من در غم تو زخمه ناهید سوخته
ناهید در عزای تو بربط شکن شده
دیدی که چرخ خاسته ننشست تا ندید
بر قامت تو خلعت سلطان کفن شده
از بهر هفته تو شهاب و اثیر و نسر
مرغ و تنور تافته و بابزن شده
ای در حریم حضرت خاصان ز طبع پاک
برده سخن به تحفه واینجا سخن شده
در باغ روزگار گیا دیده جفت زهر
چون لاله رخ نموده و زود از چمن شده
رفت آن به زیر دامن شب تا به وقت صبح
من با تو در میانه یک پیرهن شده
سر رشته رضای خدایت به دست باد
ای پای برگرفته! و از دست من شده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و اندوه ناشی از از دست دادن یک عزیز اشاره دارد. شاعر به احساسات خود درباره این فقدان پرداخته و نشان میدهد که چگونه نبود آن شخص بر زندگیاش تأثیر گذاشته است. او به زیبایی و پاکی روح آن عزیز اشاره میکند و از تغییراتی که در اطرافش به خاطر این فقدان ایجاد شده، سخن میگوید. در نهایت، شاعر احساس تنهایی و دلتنگیاش را ابراز کرده و به ارتباط عمیق خود با آن فرد اشاره میکند.