ابوالمثل بخارایی
زندگینامهٔ ابوالمثل بخارایی
ابوالمَثَل بخاری یا بوالمثل بخارایی شاعر ایرانی روزگار سامانیان است. منوچهری از او در شمار استادان پیشگام شعر فارسی چنین یاد کردهاست:بوالعلا و بوالعباس و بوسلیک و بوالمثل وآنکه آمد از نوایح و آنکه آمد از هریمرگ او پیش از درگذشت ابوطاهر خسروانی (وفات ۳۴۲ قمری) بوده است. آگاهیای از او در دست نیست، تنها در لبابالالباب محمد عوفی و مجمعالفصحا و چند جای دیگر از شعر او شاهد آورده شده ست و نیز در چهار مقاله نظامی عروضی از او نام برده شده است. اشعار او به کوشش آقای مجید اماموردی به نقل از کتابهای اشعار پراکندهٔ شعرای فارسی زبان به کوشش ژیلبر لازار و همچنین شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان در قرنهای ۳/۴/۵ هجری به تصحیح محمود مدبری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار ابوالمثل بخارایی
شعرهای ابوالمثل بخارایی
- شمارهٔ ۲ — به بازی کریزی بماندم همی
- شمارهٔ ۳ — رفت در دریا به تنگی آبخوست
- شمارهٔ ۴ — بت من جانور آمد، شمنش بیدل و جان
- شمارهٔ ۵ — سیهکاسه و دون و پرخوار بود
- شمارهٔ ۶ — به حیله چو روبه فریبنده بود
- شمارهٔ ۸ — ز تاک و خوشه فروهشته و ز باد نوان
- شمارهٔ ۱ — بگماز گل بکردی و ما را بداد نقل
- شمارهٔ ۷ — چنانچون خوکه درپیچد به گلبن
- شمارهٔ ۱۳ — سپاهی که دارد سر از شه دریغ
- شمارهٔ ۱۲ — هوش من آن لبان نوش تو بود
- شمارهٔ ۹ — ما و سر کوی ناوک و سفج و عصیر
- شمارهٔ ۱۰ — نقل ما خوشهٔ انگور بود، ساغر سفج
- شمارهٔ ۱۱ — شراب شب و نشئهٔ آن نیرزد
- شمارهٔ ۱۶ — گفت: من پاسخ تو باز دهم
- شمارهٔ ۱۵ — به فرهنجیدنش بستم کمر تنگ
- شمارهٔ ۱۴ — جهان همیشه بدو شاد و چشم روشن باد
- شمارهٔ ۱۷ — سرو است و کوه سیمین جز یک میانش سوزن
- شمارهٔ ۱۸ — چو گردد آگه خواجه ز کارنامهٔ من
- شمارهٔ ۲۰ — رای مُلک خویش کن شاها! که نیست
- شمارهٔ ۲۱ — ندانم یکتن از جمله خلایق
- شمارهٔ ۱۹ — ز نالیدنش کوه شد بیسکون
- شمارهٔ ۲۲ — کسی بیعیب نبود در زمانه