نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧ - ایضاً له در مدح شمس الدین علی ابن یمین

ابن یمین فریومدی / ترکیبات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دلبری دارم به رخ چون آفتاب خاوری

خیره گردد دیده از رویش چو در وی بنگری

از رخ زیبا و چشم مست گاه دلبری

می نماید معجز عیسی و سحر سامری

هست پیدا بر رخ عاشق که وقت ساحری

میکند چشمش بصد دستان و صنعت زرگری

از پی چوکان زدن چون رخ سوی میدان کند

عالمی را دل بسان گوی سرگردان کند

چو بمیدان از برای گوزدن جولان کند

ای بسا قامت که زیر بار غم چوکان کند

در شهوار از بنا گوش خود ار تابان کند

در قران بینی بفال سعد ماه و مشتری

ماه مهر افزایم ار بنوازدم ور نه رواست

دل نخواهد جز مرادی کان بت دلدار خواست

بنده آن سرو آزادم که گر پرسند راست

گویم اندر روضه رضوان چو او طوبی نخاست

ذره وارم میل دل سوی هوا دانی چراست

زانکه دارم دلبری چون آفتاب خاوری

کو کسی کز من بگوید ماه بی اشباه را

دلبر شادی فزای و مهوش غمکاه را

باز پوش آئینه رخسار همچون ماه را

کین دل پر درد نتواند نهفتن آه را

میرسد در سایه حسن آن بت دلخواه را

همچو خورشید فلک بر خیل خوبان سروری

هم لب گوهر فشانت رونق یاقوت برد

هم خجالتها مه نوزان خم ابروت برد

نرگس جادوت آب صنعت هاروت برد

من چه گویم کز چه سان آسایش ماروت برد

از برم دل ترکتاز طره هندوت برد

آن سیاه از پر دلی آغاز کرد این کافری

همچو طوطی در هوای آن بت همچون شکر

تا بکی خواهی زد ایدل نغمه بوک و مگر

با چنین طالع چنین سروی کیم آید ببر

من بدینسان بی زر وو آن سرو بستان سیمبر

با همه بی برگی از وی بر توان خوردن اگر

آدمی هرگز تواند گشت همراز پری

هین مشو نومید از اقبال خود ابن یمین

سایه بر سر چون فکندت آفتاب ملک و دین

شاه دریا دل که هرکس بوسه دادش بر یمین

نامور شد بر سریر سیم و زر همچون نگین

با تو چون دارد عنایت خسرو روی زمین

گرچه شیرین جهان باشد به چنگش آوری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر درباره معشوقی سخن می‌گوید که زیبایی‌اش همچون خورشید است و هر کسی را به خود جلب می‌کند. او معشوق را با ویژگی‌های خاصی توصیف می‌کند که بر دل عاشق تأثیر عمیقی می‌گذارد و در او عشق و اشتیاق را برمی‌انگیزد. شاعر به مشکلات عشق و غم‌های ناشی از آن اشاره می‌کند، اما در عین حال بر رویای وصال و خوشبختی نیز تأکید دارد. ذکر معجزات و سحر و جادو نماد تجربه‌های عاشقانه و زیبایی‌های عشق است. در نهایت، شاعر به امید و اعتماد به نفس در جستجوی عشق و زیبایی ادامه می‌دهد و به این نکته اشاره می‌کند که عشق ممکن است با غم و شادی توأم باشد، اما همواره ارزشمند است.