نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - شهادت عروس وهب در بالین شوهر نامور الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شد آن پرده گی چون سوی پرده باز

زن آمد ببالین شوهر فراز

تن چاک چاکش به بر بر کشید

به زاری فغان از جگر برکشید

همی خون ز گلگون تنش برگرفت

بمالید برموی روی این شگفت

همی گفت کای مهربان شوی من

که خون تو شد غازه ی روی من

به جز من عروسی که دیده بگوی

که بر رخ نهد غازه از خون شوی

بدین غازه ی چهره روز شمار

بنازم همی پیش پروردگار

بر پاک پیغمبر (ص) راستین

فشانم به حوران خلد آستین

به مینو چنان ترکتاز آورم

بر پاک زهرا نماز آورم

بگویم که ای پاک بانوی من

به قربان پور تو شد شوی من

پس آنگه کشید آن تن چاک پیش

گرفتش چو جان اندر آغوش خویش

همی گفت سروا بهارا گلا

من و از غمت ناله چون بلبلا

پس از تو مرا زندگانی مباد

به گیتی درون کامرانی مباد

نبشی تو باشد مرا زنده گی؟

زهی سخت جانی و شرمنده گی

بدش بنده ای شوم شمر پلید

بدو نعره ای از جگر بر کشید

که رو کار این مویه گر ساز طی

فرستش به جایی که شد شوی وی

ستمگر بیامد بزد برسرش

عمودی که پیوست با شوهرش

چرا ماندی ای بیوفا آسمان

پس از مرگ چونان شهیدان ممان

ممان خرم ای گلشن پرورگار

تو ای ابر بارنده جز خون مبار

مزن نغمه مرغا تو درگلستان

میافراز سرو قد از بوستان

سبک سرشکی کز جهان کام جست

دراین خاکدان جای آرام جست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است غم‌انگیز درباره‌ی عشق و فراق. زن grieving بر بالین شوهرش آمده و در وصف وضعیت او به زاری و ناله می‌پردازد. او تن چاک‌چاک شوهرش را در آغوش گرفته و بر آن خون می‌ریزد، اظهار می‌کند که بدون شوهرش زندگی‌اش نابود است. او به یاد می‌آورد که چگونه شوهرش به خاطر او جان خود را فدای کرده و امیدوار است به واسطه‌ی او نزد خداوند در مقام بلندی باشد. این شعر به احساس عمیق عشق و اندوهی اشاره دارد که پس از مرگ عزیزان به وجود می‌آید. زن در نهایت به ستم و بی‌وفایی دنیا اشاره می‌کند و آرزو دارد که از غم و رنج خویش رها شود.