نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶ - ذکر شهادت یحیی بن مسلم سلیم مازنی الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پس آنگه یکی مازنی مرد راد

که یحیی بدی نام آن پاکزاد

بدی نام فرخنده بابش سلیم

کزو تازیان را به دل بود بیم

به میدان شد و جنگ راسازکرد

بسی ریخت خون در زمین نبرد

بر او چیره گشتند انجام کرد

به پایان شد آن مرد را روزگار

پس ازوی دمان عبدرحمن بتاخت

بزد تیغ و مردانه پیگار ساخت

مراین نامجو را پدر عروه بود

خود ازپر دلان گوی مردی ربود

غفاری نسب مرد چندان بکشت

کزو نابکاران نمودند پشت

چو سی تن بیافکند از پر دلان

که هر یک بدند از گوان ویلان

یکی زد خدنگی به پیشانی اش

که خون ریخت برچهر نورانی اش

دلاور خدنگ از کمین برکشید

به خصم افکنی تیغ کین بر کشید

ده و دو سوار دگر پست کرد

نگون گشت خود هم به دشت نبرد

سپس مالک ابن انس رزم جست

به خون یلان دشت و هامون بشست

به فرجام ازین دامگاه فنا

روان شد سوی بارگاه بقا

پس از وی سرافراز عمر و مطاع

که مردی گزین بود وگردی شجاع

به میدان شد و حمله هاکرد سخت

همی ریخت سرها چون برگ درخت

هم او کشته آمد به راه خدا

به شه کرد جان وسرخود فدا

پس آنگاه شد قیس مینه ز جای

برانگیخت که پیکر بادپای

به میدان درآمد بسی کشت مرد

جهان کرد تاریک برهم نبرد

به رخشان سنان وبه ویران پرند

نود مرد اندر دو حمله فکند

چو یاران دیگر به مینو شتافت

زدیدار بگذشته گان کام یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، داستان نبردی بین مردان دلیر مازنی و تازیان روایت می‌شود. یحیی، مردی با نام نیک، به میدان می‌رود و به جنگ می‌پردازد. او با شجاعت بسیار، خون فراوانی می‌ریزد، اما در نهایت با شکست مواجه می‌شود. پس از او، عبدرحمن وارد میدان جنگ می‌شود و دلاورانه به نبرد ادامه می‌دهد و در این مسیر، تعدادی از دشمنان را می‌کشد. مالک ابن انس و عمر و مطاع نیز در پی او به میدان می‌آیند و به جنگ ادامه می‌دهند، به طوری که جنگ به شدت خونین و تاریک می‌شود. قیس مینه هم در نهایت وارد میدان می‌شود و با کشتن تعداد زیادی از دشمنان، نبرد را ادامه می‌دهد و پیروزی‌هایی نصیب یارانش می‌کند. این داستان نشان‌دهنده شجاعت و فداکاری مردان در میدان نبرد است.