بخش ۳۰ - ذکر مبارزت وشهادت عمروبن قرطه و زهیر ابن قین رحمهماالله الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به فرمان شه کرد بعد ازنماز
نبرد سپه عمروبن قرطه ساز
به دشمن کشی تاخت برناکسان
زتیغ آتش افروخت برآن خسان
نبردی دلیرانه کرد آن گزین
که خواند افرینش سپهر و زمین
پس از عاشقانه جهادی بزرگ
ز پای اندر افتاد مردی سترگ
به مینو ز دار فنا رخت بست
به اورنگ پاینده گی بر نشست
چو شد کینه عمر و دلاور زهیر
به پیگار بد خواه شد گرمسیر
به دستوری خسرو راستین
به نام آوری برشکست آستین
بدان سرفشان تیغ کش بدبه مشت
ز پانصد فزون از سواران بکشت
به فرجام کردند کارش تمام
دو بدخو کثیر ومهاجر به نام
به خلد یرین زد علم شاهوار
شد از رحمت ایزدی کامگار
شهنشه به بالینش زاری نمود
به مرگش فزون سوگواری نمود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بخش، داستان نبردی دلیرانه روایت میشود که پس از نماز به فرمان شاه آغاز شده است. شخصی به نام عمرو بن قرطه به دشمن حمله میکند و با شجاعت زیادی میجنگد. در این نبرد، او به طرز قابل توجهی بر دشمنان خود غلبه میکند و تعدادی از سواران را میکشد. پس از نبرد، او به شدت مجروح میشود و در نهایت جان خود را از دست میدهد. در پایان، شاه به بالین او میآید و برایش سوگواری میکند و از رحمت ایزدی بر او بهرهمند میشود.