نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۷ - درذکر مبارزت و شهادت عبدالرحمن بن عروه وعبدالله غفاری رحمهما الله الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو آن خواجه و بنده ی پاکدین

گرفتند جا در بهشت برین

دومرد غفاری ز یاران شاه

دلیرانه جستند رزم سپاه

یکی عبد رحمن بن عروه بود

که افراشتی سربه چرخ کبود

دگر پور عبدالله نیکنام

که دین را بدی شیر شرزه کنام

به دستوری شه دمان تاختند

به ترک یلان تیغ کین آختند

نبرد آزموده دو خنجر گذار

نمودند با دشمنان کار زار

ازآن پس که خستند تن ها به تیغ

سروجان بدادند خود بی دریغ

ز یزدان بدین نامداران درود

که در راه دین بیم جانشان نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، دو مرد از یاران شاه به نام‌های عبد الرحمان بن عروه و پسر عبدالله نیکنام به میدان رزم می‌روند. آن‌ها با دلیرانه در مقابل دشمنان جنگ می‌کنند و جان خود را در راه دین فدای می‌کنند. در نهایت، با تکیه بر شجاعت و یکدلی، جان خود را به خطر می‌اندازند و از خدای بزرگ درود و رحمت می‌طلبند. این شعر به تقدیر از جانفشانی آن‌ها در راه دین و شجاعت ایشان اشاره دارد.