بخش ۳۸ - نوحه گری ملایک برامام مظلوم الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بگفتند: کای داور دادرس
که فریاد رس نیست غیر از تو کس
تویی آنکه گیری جزا را تو سخت
همی بینی این مردم تیره بخت
چه سازند با پور پیغمبرت
کجا رفت آن سختی کیفرت؟
از این سخت تر ظلم و بیداد نیست
تو دانی مکافات این کار چیست؟
به فرخ سروشان عرش برین
ندا آمد از سوی جان آفرین
که بر ذروه ی عرش من بنگرید
ببینید آن را که بایست دید
بدیدند درعرش کز سوی راست
یکی شاه در پیش یزدان به پاست
نماز آورد در بر کردگار
پدید از رخش نور پروردگار
بفرمود یزدان که این تاجور
بود قائم آل خیرالبشر (ص)
به شمشیر این شاه کاستاده است
ز بهر بدان کیفر آماده است
نمودم من از قتل یحیای پاک
گروهی کشن از یهودیان هلاک
هم ایدون به خون گرامی حسین (ع)
به شمشیر این خسرو عالمین
ز نسل امیه بر آرم دمار
از ایشان کشم هفت بیور هزار
سروشان چو از راز آگه شدند
ثنا خوان آن دادگر شه شدند
وز آنسوی بر خاک افتاد شاه
ز آهش شدی روی اختر سیاه
روان گشت برخاک، خون تنش
چو فواره از حلقه ی جوشنش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، گفتگویی میان یک داور دادرس و مردم تیرهبخت صورت میگیرد. مردم از داور میخواهند که به ظلم و بیدادهایی که بر آنها میرود، رسیدگی کند و میپرسند که چرا مکافات کارهای بد به تأخیر افتاده است. در پاسخ، ندا از جانب خداوند به عرش میآید و شاهی را میبیند که در نزد خدا ایستاده و نماز میخواند. این شاه نمایندهای از خاندان پیامبر (ص) است و نشاندهندهی جزای سختی است که به زودی بر ظلمکنندگان نازل خواهد شد. خداوند اشاره میکند که او در حال مجازات کسانی است که یحیای پاک و همچنین حسین (ع) را به شهادت رساندهاند و به موجب نسل امیه، مجازات سنگینی بر آنان خواهد آمد. در نهایت، شاه بر خاک میافتد و به خاطر آه و نالهاش، ستارهاش دچار تغییر میشود و خونش مانند فوارهای به زمین میریزد.