نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۷ - مویه گری مادرقاسم و عروسش در بالین آن شهید مظلوم الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی گفتی ای سرو بستان من

بپرورده از شیر دامان من

که بنمود دور از کنار منت؟

که رنگین به خون کرد زاینسان تنت؟

که بر نو جوانیت رحمت نکرد؟

مرا کرد همخوابه ی داغ و دود

یکی گفتی ای از حسن (ع) یادگار

سرور دل مادر داغدار

تو رفتی که باز آیی از کارزار

نهادی مرا دیده در انتظار

کنون کامدم من به بالین تو

کشیدم به بر جسم خونین تو

چرا پیش مادر نگویی سخن؟

زبدها که دیدی ز چرخ کهن

خدا را ایا پور نادیده کام

یکی پاسخ آور به غمدیده مام

یکی دیده بگشا به روی عروس

ببین در غمت دردریغ و فسوس

دلم را از این بیش غمگین مخواه

سخن گوی با ناز پرورد شاه

یکی گفتی ای محرم راز من

در آن دم که بودی تو دمساز من

بگفتی نگیرم دل از مهر تو

نبندم دمی دیده از چهر تو

ز رویم کنون از چه بستی نگاه؟

که از سیلی شمر بینی سیاه

زمن پرس کو یاره و معجرت

چرا چاک شد گوش و عریان برت؟

به ناگاه چشم غمین دخت شاه

سکینه فتاد اندر آن جایگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به سراغ جوانمردی می‌رود که از دست رفته و حالا در میدان جنگ به شهادت رسیده است. شاعر از زیبایی و ویژگی‌های مثبت او می‌گوید و حسرت مادر داغدار را به تصویر می‌کشد که در انتظار بازگشت فرزندش است. او به جوان می‌گوید که چرا پیش مادر از مشکلات و سختی‌های جنگ سخن نمی‌گوید و به او تماس می‌گیرد که به او پاسخ دهد. در نهایت، غم و افسردگی عمیق شاعر و نگرانی او برای مادر و فرزند را به نمایش می‌گذارد، به ویژه با اشاره به دختری به نام سکینه که در کنار جسد برادرش دچار درد و اندوه شده است. شعر پر از احساسات عمیق فراق و حسرت است.