نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۸ - زبان حال علیا مکرمه، سکینه خاتون درماتم علی اصغر الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بدان بال و پر بسته مرغ حرم

علی اصغر آماج تیر ستم

که برخاک افتاده درآفتاب

ز گوری که از بهر وی کنده باب

برون آمد آمن در یکتا زکان

مگر از پی باره ی مشرکان

دوید و چو گوهر زخاکش ربود

همی لب بر آن نای چاکش بسود

بزد بوسه بر لعل بی آب او

همان نرگس رفته در خواب او

همی گفت: کای ناز دار پدر

سپرده روان درکنار پدر

تو را بود گهواره آغوش من

تنت بود زینب برو دوش من

که از من نمودت بدین گونه دور؟

که بی تو شود جایم آغوش گور؟

الا ای نوآموز مرغ چمن

نداری نوا از چه رو همچو من؟

مگر شد گلوگاهت آماج تیر

کز اینسان خموش آمدی از صفیر؟

چه سان بر پریدی توزین آسیان؟

که بد دست تو بسته ی پرنیان؟

تو از وی به قنداقه ای بسته دست

شگفتا از این بند، دستت نخست

نداری دگر زاری از بهر شیر

مگر شیر خوردی ز پستان تیر

ز بی آبی ات نیست دیگر گله

که سیرابی از ناوک حرمله

به میدان تو نه اسب کین تاختی

نه بردشمنی تیری انداختی

چرا کشته گشتی به تیر ستم؟

بگریم از این درد تا زنده ام

دریغا از آن لعل چون غنچه تنگ

که بشکفت چون گل زباد خدنگ

دریغا از آن نرگس نیم مست

که بر وی ز باد اجل پرده بست

ز افغان آن مرغ باغ امام

برآمد فغان ز آل خیرالانام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از وضعیت دردناک و مظلومیت علی‌اصغر، پسر کوچک امام حسین، سخن می‌گوید. علی‌اصغر، در زیر آفتاب و در میدان جنگ، در حالیکه هدف تیر ستم قرار گرفته، بر خاک افتاده است. آمنه، مادر علی‌اصغر، به سمت او می‌آید و با دیدن او که از گهواره دور شده، غمگین و نالان می‌شود. او با حسرت از شرایط پسرش سخن می‌گوید و به یاد آغوش و محبت‌های خود به او می‌افتد. مادر به علی‌اصغر می‌گوید که حالا او را در این وضعیت نمی‌تواند ببیند و از درد و رنجی که بر او رفته، ابراز تاسف می‌کند. شاعر با بیانی عاطفی و دردناک، مظلومیت و بی‌پناهی علی‌اصغر را به تصویر می‌کشد و اندوه خود را از این وضعیت بیان می‌کند.