بخش ۲۸ - رزم مختار وفادار با محمد ابن اشعث کوفی الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
همه هر چه گفتی و دیدی ز پیش
پدید آمد از فرقه ی زشت کیش
چو دیدند تنها و بی یاورم
جدا از سپهدار و از لشگرم
سپه گرد کردند برکین من
نجویند جز نقض آیین من
پی دفع این قوم خودکامه را
به هر جا که برخوانی این نامه را
عنان باز گردان و زیدر شتاب
مرا یاب برباد نارفته،آب
بیا بت شکن شو براهیم وار
برآور از این بت پرستان دمار
و گرنه از این مردم بت پرست
شود این بنای برآورده پست
هیونی روان کرد پویان چو باد
که زودش رساند به سالار راد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان احساس تنهایی و مبارزه با قومهای بتپرست میپردازد. شاعر از بییاور بودن خود شکایت میکند و بر این نکته تأکید دارد که دشمنانش تنها به نقض آیین او میاندیشند. او از دیگران میخواهد که به کمکش بیایند و در برابر بتپرستان بایستند تا از جمع شدن سپاه آنها جلوگیری شود. در نهایت، او درخواست میکند که به او کمک کنند تا این بتپرستان را از بین ببرد و از خطر سقوط پایههای اعتقاداتش جلوگیری کند.