بخش ۶۱ - امر فرمودن حضرت امام زین العابدین(ع)خاندان بنی هاشم را الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
برآرید از تن لباس سیاه
از آنرو که شد کشته بدخواه شاه
زنان گیسوان را به مشک و گلاب
بشویند و بندند برکف خضاب
بپوشند مردان همه رخت نو
که شد کشته ی عمر دشمن درو
به هاشم نژادان فرخنده فال
چو این مژده آمد پس از پنج سال
بکندند از بر لباس سیاه
زهی کار مختار ملت پناه
خدا باد خوشنود از آن راد مرد
که در یاری دین بسی کار کرد
چو گیتی تهی کرد از بدسگال
بپیوست با شیر یزدان و آل
کنون بازگویم که چون شد شهید
به فرخنده فالی و بخت سعید
دگر باره دستان ماتم زنم
در عیش را قفلی از غم زنم
بگویم که مختار چون داد جان
به راه حسین (ع) آن شه انس و جان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، اشاره به کشته شدن دشمن شاه و پایان ماتم برای اوست. زنان گیسوان خود را به خوشبو و زیبایی میآرایند و مردان لباس نو میپوشند. خبر خوشی برای هاشمنژادان پس از پنج سال میرسد که مختار به عنوان پناه ملت در یاری دین تلاش کرده و بدیها را از جامعه دور کرده است. در ادامه، شاعر به ذکر ماجرای شهادت امام حسین (ع) پرداخته و تجمع احساسات متضاد عیش و غم را بیان میکند. از این رو، مختار را ستایش میکند که در راه حسین (ع) جان خود را فدای هدفش کرده است.