شمارهٔ ۸ عراقی
عراقی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
راحت دوستان عمادالدین
چون که امروز بهترک هستی
در کف محنت خودی امروز؟
یا نه از دست رنج وارستی
همچو ماهی بر آسمان نشاط
یا چو ماهی فتاده در شستی؟
یا بهانه است اینهمه، خود تو
از قدح های عشق سرمستی؟
خاطر دوستانت غمگین است
تا تو در خانه شاد ننشستی
مرهمی ساز بهر خستهدلان
هر چه زودتر که جمله را خستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از عمادالدین میخواهد که حالش را بهتر کند و اشاره میکند که آیا از رنجهای خود رهایی پیدا کرده است یا خیر. او به مقایسهی حال عماد با ماهی در آسمان شادی یا در تنگ آب میپردازد. شاعر همچنین ابراز میکند که دوستانش نگران و غمگین هستند تا زمانی که او در خانهاش شاد نباشد و از او میخواهد که برای تسکین دلهای خسته و غمگین اقدام کند.