بخش ۱ - سر آغاز عراقی
عراقی / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حبذا عشق و حبذا عشاق
حبذا ذکر دوست را عشاق
حبذا آن زمان که در ره عشق
بیخود از سر کنند پا عشاق
نبرند از وفا طمع هرگز
نگریزند از جفا عشاق
خوش بلایی است عشق، از آن دارند
دل و جان را درین بلا عشاق
آفتاب جمال او دیدند
نور دارند از آن ضیا عشاق
دادهاند اندرین هوا جانها
چون شکستند از آن هوا عشاق
ای عراقی، چو تو نمیدانند
این چنین درد را دوا عشاق
نگشادند در سرای وجود
دری از عالم صفا عشاق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف عشق و عاشقان میپردازد و از زیباییها و بلایایی که عشق به همراه دارد، سخن میگوید. شاعر عشق را حالتی خوشایند و فرای واقعیت میداند که عاشقان را به خود جذب میکند و آنها را وادار میسازد تا از دردها و جفاها نرنجند و به وفا پایبند بمانند. او به زیباییهای وجود محبوب و روشنی که از او میتابد اشاره میکند و عشق را راهی برای رسیدن به صفای درونی میداند. در پایان، شاعر به کسانی که مانند عراقیها عشق را نمیشناسند، میگوید که این درد و لذت عشق، تنها درک شدنی است.