نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۱۵ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

در اوان صفای دل و وقار تن اگر عاشق خواهد که خود را در خود بیند صفتی از صفات معشوق یا اسمی از اسامی او یا خود صورت او میان دید و دیدهٔ عاشق حجاب شود تا چون عاشق در علوا (کذا) هویدا درنگرد شیر جان شکار عشق را بیند در کمین قهر نشسته و اشارت می‌کند که درنگر تا او را به جای خود در خود بینی اگر درین حال طالب خود شوی در زیر پنجهٔ من افکار گردی و مر شکستن سر آواره گردی عاشق بیچاره در آرزوی او می‌میرد چون او را در خود دید بی دید خود از کثرت به وحدت آمد و تصور اتحاد کرد زبان جانش گوید: اَنَا مَنْ اَهْوَی و َمَنْ اَهْوَی اَنَا.

در عشق تو من بی‌دل و ایمان شده‌ام

وز بهر تو چون زلف تو پیچان شده‌ام

نی نی غلطم کنون من از قوّت عشق

بگذشته‌ام از دو کون و جانان شده‌ام

گفتن سُبحانی وَاَنَا الْحَقّ درین مقام بود عاشق در هرچه نگه کند معشوق را بیند مارَأیتُ شَیئاً قَطُّ اِلّااللّه زیرا که مطلوب سرّاو او است و چون سرّاو او باشد در نظر سرّاو همو باشد:

در هرچه نظر کنم تویی پندارم.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ عشق و تجربهٔ عاشقانه است. در آغاز، شاعر بیان می‌کند که اگر عاشق بخواهد خود را در معشوق ببیند، باید یکی از صفات یا اسم‌های او را در خود ببیند. در این حالت، عاشق با شوق و اشتیاق به دنبال معشوق می‌گردد و از کثرت به وحدت می‌رسد. عاشق در آرزوی معشوق خود، بی قرار و بی‌خود می‌شود و نهایتاً در این حالت به شناختی عمیق از عشق دست می‌یابد و جملات عرفانی مانند "من عشق تو هستم" را بیان می‌کند. در نهایت، دیدگاه عاشق به گونه‌ای است که در هر چیزی، عاشق معشوق را می‌بیند و همه‌چیز برای او مصداقی از معشوق است.