فصل ۱۸۰ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
بخش 1
عشق را همتی عالیست زیرا که متعالی صفت خواهد این قاعده درست است اما در مشاهده برخلاف این قاعده میباشد عشق پادشاه بسی مشاهده شده است بدانکه چون عشق یکی را صید کرد و در قید کرد اگرچهشاه است بصورت، بنده شود بمعنی و چون یکی را بربند عز معشوقی برآورد اگرچه بنده بود بصورت، شاه بود بمعنی.
تُدْعی غُلامی ظاهِراً
وَاَکونُ فی سِریّ غُلامُکَ
علو همت عشق آنست از معشوق که وصل او ممکن الوجود بود بطبع محب کند آنچه در عالم صورت است از عشوۀ هواست که خود را عشق نام کرده است و از دون همتی آن را عشق انگاشته است و از اینجا بود که چون خطاب وَاِنّ عَلیْکَ لَعنَتی. بدان گردن کش رسید سربرآورد و گفت فَبعزَّتِکَ.. یعنی من خود ترا برای تعزز تو دوست دارم و یقین دانم که هیچکس در خور تو نیست و چگونه آن معشوق را در عشق کسی در خور بود که حسن او را کمال و نهایت نبود.
بخش 2
زان فتنه شدم بدوزخ انور تو
کاندر دو جهان نیست کسی در خور تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عشق همت و ارادهای عالی دارد، زیرا در ذات خود متعالی و والا است. اما در تجربه این موضوع متفاوت است؛ عشق گاهی افراد را به شکل بنده درمیآورد، حتی اگر آنها خود شاه باشند، و برعکس، میتواند بندهای را به مقام شاهی برساند. عشق واقعی از معشوق سرچشمه میگیرد و بر اساس محبت و نیاز به وصل او شکل میگیرد. در واقع، عشق گاهی به شکلی ظاهری و سطحی جلوه میکند، در حالی که عمق و جوهره آن بسیار فراتر از این است. بیان عشق به معنی این است که معشوق نمیتواند در عشق هیچ کس دیگری باشد، زیرا زیبایی و کمال او بینظیر است و هیچکس در حد و اندازه او نیست.