نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۴۴ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

هندوان چون در عشق بت کمالی یابند بر سر خود از خمیر کاسۀ بسازند و روغن نفط درو اندازندو اندام بدان چرب کنند و آتش در دست گیرند و خواهند که در مقابلۀ آن دیدۀ بی بینائی بت بمیرند چون دشمنان به تعظیم پرده از پیش جمال بت بردارند ایشان نظر بر آن جمال گمارند و آتش در نفط اندازند و بسیر خیال او عشقها می‌بازند و خوش می‌سوزند و میسازند و بزبان حال می‌گویند:

ای جان شکسته در میان آتش

سرمست درآ و باده عشق بکش

چون مست شدی تو با خیال معشوق

پروانه صفت رقص همی کن سرخوش

آنگه تمام بسوزند و دم نزنند خاکستر ایشان بردارند و از برای شفاء بیمار بکار دارند از آن اثرهای بوالعجب مشاهده کنند:

راحت عاشق از آن بود که معشوق آتش غیرت برافروزد و جان عاشق را در آن آتش بسوزد زیرا که داند که هر آتش که هست محرق است هرچه بدو دهند بسوزد مگر آتش غیرت که او جز خاشاک مغایرت نسوزد هر که این معنی بداند در عالم وحدت بار یابد درین معنی عزیزیگفته است:

و آنچه شبلی قَدّسَ اللّهُ روحَهُ در مناجات خود گفته: اَللّهُمَ احْشُرنی اَعْمی فَاِنَّکَ اَجَلُّ وَاعْظَمُ عِنْدی مِن اَنْ یَراکَ عَیْنی سرّاین معنی است.

بخش 2

از سوزش عشق او اگر آب شوی

از خاک تو مردگان بسی زنده شوند

بخش 3

آتش در زن ز کبریا در کویت

تاره نبرد هیچ فضولی سویت

وان روی نکو ز ما بپوش از مویت

زیرا که بما دریغ باشد رویت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره عشق و شیدایی عاشقان نسبت به معشوقشان است. هندوان وقتی به کمال عشق بت خود می‌رسند، از خمیر کاسه‌ای می‌سازند، آن را با روغن نفط پر می‌کنند و بدن خود را به چربی آغشته می‌کنند. سپس با آتش در دست، در مقابل آن بت می‌رقصند و آرزو دارند جان خود را فدای دیدن جمال آن بتی کنند که در نظر دارند. آن‌ها خود را از عشق به بت می‌سوزانند و در دل می‌گویند که باید با خویش در آتش عشق رقص کنند. آتش عشق، در نهایت، خاکستر آن‌ها را به معجزه‌ای برای شفا و زنده کردن مردگان تبدیل می‌کند. نویسنده به تأثیرات آتش عشق و غیرت عاشق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که عشق واقعی تنها در آتش غیرت می‌سوزد و این آتش می‌تواند به جان عاشق حیات بخشد. در نهایت، شاعر به تبعید زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح عاشق پرداخته و اشاره به دعاهایی می‌کند که در آن عاشق از خداوند درخواست می‌کند که او را بینا نکند، زیرا زیبایی معشوق برایش از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.