شمارهٔ ۲۸ - در جواب هجویه نادم فصیحی هروی
فصیحی هروی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
واله جلوه مستانه حسرت نادم
یارب از خلد تو مردود چو کوثر نشوم
خاک پای طلبی میرسدم گر گویم
گر توام سر ندهی لایق افسر نشوم
شمع بزم ادبی ور نبود پرتو تو
همچو ظلمتکده کفر منور نشوم
دوش گفتند به هجوم قلمت رنجه شدهست
شبم از لمعه خورشید مکدر نشوم
من که از مدح تو فربه نشدم روز نخست
سزد امروز گر از هجو تو لاغر نشوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حسرت و ناامیدی شاعر است. او از خداوند میخواهد که در بهشت مردود نشود و در تلاش است تا خود را ارزشمند نشان دهد. شاعر میگوید که وجود معشوق (یا الهام بخش) برای او حیاتی است و اگر پرتو وجود او نباشد، زندگیاش بینور و تاریک خواهد بود. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که اگر در ابتدا از مدح معشوق بهرهمند نشده، امروز حق دارد که از لعن و هجو او هم آسیب ببیند. در کل، شعر حس عمیق وابستگی به محبوب و احساس ناکامی در ارتباط با او را به تصویر میکشد.