نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - مثنوی ترجیعی فصیحی هروی

فصیحی هروی / ترجیعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ای که بود [...] ملک تو

سبع مثانی رقم کلک تو

کاشف اسرار حقایق تو‌یی

بلبل بستان دقایق تو‌یی

ملک سخن از تو پر‌آوازه شد

وز نفست جان سخن تازه شد

معنی این بیت که مشکل نماست

گر ز کرم لطف نمایی رواست

خار که هم‌صحبتی گل کند

غالیه در دامن سنبل کند

دوش رسید از بر عیسی دمی

چون دم عیسی نفسان مرهمی

چون نفس سوختگان گرم رو

هر نفسش بر لب رازی گرو

هوش به دریوزه گرو کرده بود

گوش طلب نکته شنو کرده بود

داد به دست خردم نامه‌ای

هر شکنش زینت هنگامه‌ای

هر چمنش روح‌فزا گلشنی

هر گل آن نکهت پیراهنی

نامه نه و درج گهر شاهوار

درج در آن این گهر آبدار

خار که هم‌صحبتی گل کند

غالیه در دامن سنبل کند

معنی این شاهد قدسی نقاب

کرد سوال از شب من آفتاب

من که نفس شسته‌ام از قیل و قال

من که و دستان جواب سوال

من کیم آواره بستان عشق

هیچ ندانی ز دبستان عشق

دم زدنم نزد حریفان خطاست

لیک چو هم‌صحبت عشقم رواست

خار که هم‌صحبتی گل کند

غالیه در دامن سنبل کند

معنی این بیت بسی دور نیست

بر تو یقین‌ست که مستور نیست

این گل فکر از چمن ادعاست

رنگ وقوع ار نپذیرد رواست

مقصد ازین خاصیت صحبت است

صحبت دانا همه خاصیت است

صحبت خدام تو روزیم باد

طالع این شعله‌فروزیم باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر و نثر عرفانی درباره‌ی عشق، ارتباط با حق و زیبایی‌های وجود است. شاعر به توصیف محبت و الطاف خداوند، و اثرات کلام و نفس او می‌پردازد. او از وجود انسانی که در عشق سیر می‌کند و به دنبال حقیقت است، صحبت می‌کند. اشعار به نوعی نشان‌دهنده‌ی ارتباط عمیق میان انسان و الهی است و به اهمیت صحبت با اهل معرفت و عشق اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق و گفتگو با معشوق، انسان را به کمال و ذاتی برتر می‌رساند و زیباترین زینت‌ها در این مسیر پیدا می‌شوند.