نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع ثانی قاآنی

قاآنی / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

از دو محمد زمانه یافته زیور

گرچه مر آن مهترست و این یک کهتر

آن شه دین بود و این شهنشه دنیا

آن مه رخشان‌ و این سهیل منور

شیوهٔ آن در جهان‌کفالت امّت

پیشهٔ این در زمان کفایت لشکر

ختم بر آن شد همه رسالت عظمی

ختم بر این شد همه ریاست ‌کشور

دودهٔ عدنان از آن همیشه مکرم

شوکت قاجار ازین هماره مشهر

زان یک بنیان شرع‌کشته مشید

زین یک دامان عدل گشته مُشَمَّر

بر سر آن از پی رسالت دستار

بر سر این از در جلالت افسر

این ز در مجد پا نهاده بر اورنگ

آن ز پی وعظ پا نهاده به منبر

این ز همه خسروان به بخت مقدم

آن ز همه انبیا به وقت موخر

آن پس چل سال شد رسول موید

این پس سی سال شد خدیو مظفر

ساخته بر فرش این رواق مقرنس

تاخته بر عرش آن براق تکاور

امر خلافت سپرد آن به پسر عم

کار ولایت گذاشت این به برادر

آن علی مرتضی امام معظم

طاق‌ کرم ساق عرش ساقی‌ کوثر

این‌ ملک ملک‌بخش راد فریدو‌ن

صدر امم بدر فارس فارس لشکر

داده بدین تیغ فتنه‌بار شهنشه

داده بدان تیغ ذوالفقار پیمبر

در بر آن یک نموده احمد جوشن

بر سر این‌ یک نهاده سلطان مغفر

شاهی عقبی بدان شدست مسلم

ملکت دنیا بدین شدست مقرر

باد بر او مرحبا زکشتن مرحب

باد بر این آفرین ز جود موفّر

آن سر عنتر فکند و این سر فتنه

این در احسان‌ گشود و آن در خیبر

دشمن آن بد اگر مرادی بدفعل

دشمن اینست نامراد بداختر

این‌ یک در مهد عهد قائل تکبیر

آن یک در عهد مهد قاتل اژدر

این یک با سکه بست نامش دایه

آن یک با خطبه چید نافش مادر

دشمن آن هرکه هست چاکش‌ در دل

دشمن این هر که هست خاکش بر سر

الحق قاآنیا کلام تو زیبد

گوش‌ به گوهر همی‌کنند برابر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مقایسه دو شخصیت بزرگ تاریخ، یکی پیامبر اسلام (محمد) و دیگری پادشاهان دنیا (شهنشاهان) می‌پردازد. او اشاره می‌کند که یکی از این دو، نماینده دین و رسالت است و دیگری نماینده قدرت و حکومت دنیوی. در این میان، شاعر به تقسیم وظایف ایشان اشاره دارد؛ اینکه پیامبر مسئولیت هدایت جامعه را بر عهده داشت و پادشاهان مسئولیت اداره کشور را. همچنین به ویژگی‌های اخلاقی و معنوی پیامبر و قدرت و شان پادشاهان اشاره کرده و در نهایت به پیروزی‌های هر یک در عرصه‌های مختلف اشاره می‌کند. شاعر در پایان بر این نکته تأکید دارد که هر دو شخصیت در تاریخ خود نقش‌های مهم و متفاوتی ایفا کرده‌اند و لذا شایسته احترام و تقدیر هستند.