شمارهٔ ۱۲۰ قاآنی
قاآنی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صاحبا ای که در مدایح تو
گوی سبقت ربودم از اشباه
دل نمودم به خدمت تو یکی
پشت کردم به حضرت تو دو تاه
تا برآلاییم ز جود به سیم
تا برافرازیم ز مهر به ماه
هفتهای می رودکه چشم امید
از توام مانده همچنان در راه
باد عمرت دراز گر ز کرم
چون زبان قصهام کنی کوتاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و محبت خود به معشوق سخن میگوید و به او ابراز ارادت میکند. او میگوید که در ستایش معشوق از دیگران پیشی گرفته و دلش را در خدمت او قرار داده است. انتظار و امید او به معشوق همچنان ادامه دارد و از او میخواهد که عمرش را دراز کند و او را با داستانهای عاشقانه کمکم شاد کند. در کل، این شعر بیانگر عشق و وفاداری عمیق شاعر به معشوقش است.