شمارهٔ ۵۳ قاآنی
قاآنی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خسروا ای آنکه قهرت روز رزم و گاه کین
چرخ را با تیره خاک ره برابر میکند
گر نبود آنکه بینی روز رزم اندر هوا
روزگار از بیم تیغت خاک بر سر میکند
حاجتت نبود به خنجر روز کین کز روی کین
گردش مژگان چشمت کار خنجر میکند
بُرّش از بازوی ارغونست نز برنده تیغ
با بداندیشش مگو کاین حرف باور میکند
ذوالفقار چه که عمرو عبدوُد دارد خبر
کآنچه با او میکند بازوی حیدر میکند
خسروا شخصیست نورانی جمال از اهل نور
کز جمال خویش بزمم را منور میکند
نوری است امّا ز عریانی به نور آفتاب
آیت نور علی نور اینک از بر میکند
هست چون تیغ تو عریان لاجرم چون تیغ تو
زاشک خونین رخ پر از یاقوت احمر میکند
از غلامی تو دارد گفتگو وین حرف را
قند میپندارد و هردم مکرر میکند
هرچه میگویم مکن این آرزو را لب ببند
کاین هوس را چرخ عالیقدر کمتر میکند
او همیگوید که گر الطاف شه باشد قرین
قدر خاک تیره را از چرخ برتر میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف قدرت و قهر یک پادشاه (خسرو) در میدان جنگ و زمان کینه میپردازد. شاعر از تأثیر او بر چرخ و زمان صحبت میکند و بیان میکند که اگر خسرو در میدان نباشد، روزگار به خاطر ترس از تیغ او خاک بر سر میکند. لطافت و اثرگذاری نگاه او به اندازهای است که با چرخش مژگانش، کار خنجر را میکند. او به نوعی بلاغت و جذابیت خسرو اشاره دارد که بزم را نورانی میکند و در عین حال، قدرت و شجاعت او را به تیغی تشبیه میکند. در نهایت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر الطاف این پادشاه با خاک تیره همراه شود، قدر آن را بالاتر میبرد. شاعری که این متن را سروده، با بیان مضامین عمیق و تصاویری زیبا، ویژگیهای شخصیتی و حمایتگرایانه خسرو را به تصویر میکشد.