شمارهٔ ۱۰۵ - معلوم نیست که به کی نوشته قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای راحت روح و مونس جانم: رقیمه رسید، مرقومات معلوم گردید. اگر سفر سلطان آباد واقعا تحقق بهم رساند شما از جانب جناب صاحب روزگار بنیابت و وکالت همراه خواهید بود؛ یا باز کما فی السابق:
جای داری بحضرتی که بود
چون فلک در بلند مقداری
اگر ان شاءالله در رکابید که ما را بدر شاه فراموش مکن و اگر در سرکار امانتید ویحک، این رشته همه ساله چنین باد دو تاه. تا حال که هیچ بشما نمیدادم از آن جهه بود که هیچ کاری بشما نداشتم خلاف عقل بود مال بیهوده صرف کردن و خود در معرکه بتبذیر آوردن. ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین. خلاف حالا که مظنون است ملتزم بودن شما در رکاب شاهنشاه و پس فردا شهر نو فراهان است و تقاضای پیشکش و خدمت فراوان. از یک مرد کله خشک مازندرانی تا چه حد توقع حقوق آشنائی میتوان داشت که محض سابقه خصوصیت حفظ الغیب دوستان قدیم ملاحظه کند و بی آن که داشت که محض سابقه خصوصیت حفظ الغیب دوستان قدیم ملاحظه کند و بی آن که دست آزی بلقمه دراز سازد، پاس الفت و حق صحبت نگاه دارد. رعایت حزم مقتضی آن شد که بالفعل تقبلی شایسته تقدیم شود، سبقتی در تعارف رسمی آید تا بدین واسطه اهتمامی از شما بسلف یعنی بسلم خریده باشم. بالجمله یک قبضه چاقو که بیک اسب عربی میارزد با یک عدد مقراض که بی شایبه اعتراض چشم آسمان کبود نظیر آن را ندیده برای سرکار شما فرستادم، از برادر عزیز ملک الکتاب بگیر و در قطع و فصل کارهای بنده تند و تیزتر از آن هدیه عزیز باش. و ان شکرتم لازید نکم تاجری که بفرنگ رفته بود امتعه نفیس آورد. مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. بنده تکلیف خود را در رعایت حزم بعمل آوردم دیگر آنجا دشمنانند قوی پنجه مرا، آلت جارحه بدست شما دادم تا چه کند بازوی تو. والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نویسنده در این متن به شخصی اشاره میکند که قرار است در سفر به سلطان آباد همراهی کند و از او خواسته تا در این سفر به فکر او باشد. وی به اهمیت حفظ دوستی و رابطهها اشاره کرده و به مسائلی چون صرفهجویی در هزینه و دوری از تبذیر پرداخته است. او همچنین هدیهای از طرف برادرش برای آن شخص فرستاده، شامل یک چاقو و یک مقراض، و خواسته است که این هدیه به نوعی نشاندهنده حسن نیت و رابطه دوستانهشان باشد. نویسنده در پایان به قدرت دشمنانش اشاره میکند و از شخص مورد خطاب میخواهد که در این شرایط به او کمک کند.