نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ - ایضا به میرزا تقی علی آبادی نوشته قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / نامه‌های فارسی

مخدوم مشفق مهربان من: صحیفه شریفه رسید و مضمون مودت مشحون معلوم گردید. اظهار کمال تکدر و تحسر درین مصیبت کرده بودید که مثل شما کم کسی متالم و متاثر است. شما را میدانم که مثل من متاثر و متحسر بوده اید. این که نوشته بودید که من باید بشما تسلیت بدهم چنین است؛ الحق مرحوم طاب ثراه نسبت پدری و غمخواری بشما بیش از من داشت، درین مصایب و نوایب سفر و حضر و این وبا و طاعون که مایة این همه مصایب گشت؛ اگر همین قدر باشد که روزگار مساعدتی میکرد که ادراک لقای شما چندین مجلس بی نفاق که امروز از نوادر آفاق است مقدور میشود که چندی با هم نشینیم و غم های کهنه و نو را بمطالعه اشعار جدید و مذاکره عهود قدیم از دل بیرون کنیم؛ باز طوری بود ولیکن این هم از قراین خارجه و از نامساعدتی بخت و طالع من علی الظاهر اسباب موجود ندارد.

فرشته ای است بدین بام لاجورد اندود

که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار

چیزی که در میانه مایة خوشحالی است این است که عالیجناب فضایل مآب اخوی مقامی آقاعلی مژدة اجتماع سعدین را داد و در ضمن این مژدة نوید امیدی بملاقات بهجت آیات سامی بجان و دل رسانید. ان شاءالله تعالی همین مامول از پرده غیب جلوه ظهور کند و مایة آسایش روان آید.

اکنون غیر این تمنائی خاطر حزین را نیست و مایة سکون و آرام دل اندوهگین نه. لعل الله یجمعنی و ایاک، شرح این مقالات بتحریر مراسلات درست نیاید، شبی میخواهد و شمعی، فراغتی و جمعی، زیاده چه زحمت دهد همواره دیده بر وصول مکاتبات و رجوع مهمات است. والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مخدوم عزیز، نامه‌ی شما به دستم رسید و مضمون آن پر از محبت بود. شما در این مصیبت ابراز تاسف و اندوه کرده‌اید و می‌دانم که شما هم به اندازه من متاثر هستید. درباره‌ی تسلیت من، حق با شماست، زیرا مرحوم پدر در این مسائل به شما نزدیک‌تر بود. اگرچه زمانه به ما این امکان را نمی‌دهد که به تنهایی با هم باشیم و از غم‌ها بگوییم، اما هنوز امیدی هست که با خبر دیدار برادرم آقاعلی، به این آرزو نزدیک‌تر شویم. اکنون بیش از این چیزی نمی‌خواهم و آرزو دارم که لعل الله ما را دوباره گرد هم آورد. والسلام.