شمارهٔ ۲۳ - رقعه ای است که به آقاعلی رشتی نوشته است قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
رشتی علی این رفتن رشت تو ز چیست
این وجد و نشاط و سیر و گشت تو ز چیست
عاشق که باید نرم و هموار بود
این پست و بلند کوه و دشت تو ز چیست
یرحمکم الله تعالی، فقراتی چند که بحکایات مهتر نسیم عیار و حسین کرد شبستری ماننده بود از شما پرسید. جا داشت بقصص رموز حمزه الحاق کنم یا بحافظه شیخ رضا بسپارم؛ یا بدرویش میرزا ارمغان بفرستم. سوار نقاب انداز اردبیل که بود و سبب شبروی انزلی و کسکرچه بود. قراول های دریا کنار را با جن و پری سر و کار است،یا با قلای خام و اشپل ماهی بخار کرده.
عیب میجمله چو گفتی هنرش نیز بگو.
آفرین افرین بر درخت های نارنج، رضوان هم هرگز مثل این ها نداشت. طوبی باین خوبی نیست، سدره باین جلوه نمیباشد. باقی مدایح شما و وصافی نارنج ها در عهدة شاهمیرخان باشد، چرا که جهود آمد و مرا بحضور برد.
والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به بررسی دلایل خوشحالی و شادابی خود در سفر به رشت میپردازد. او به تضاد بین آرامش لازم برای یک عاشق و دشواریهای طبیعی مانند کوهها و دشتها اشاره میکند. سپس از شخصیتهای مختلف و حکایات مرتبط با آنها صحبت میکند و به نوعی بررسی میکند که آیا باید به قصههای مختلفی روی آورد یا آنها را به شخصی خاص بسپرد. در نهایت، شاعر از زیباییهای طبیعت و درختان نارنج صحبت کرده و به تمجید آنها میپردازد، و در پایان با سلام و دعا به پایان میرساند.