شمارهٔ ۵ - قائم مقام به فاضل خان گروسی از خراسان نوشته است قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
بابی و امی فاضل فی لفظه
ثمن تباع له القلوب وتشتری
قطف الرجال القول وقت نباته
و قطفت انت القول لمانورا
مدتی است که از تحریرات شما محظوظ نشده ام، در این مرارت و زحمتهای خراسان چیزی که بفریاد ماها میرسد همان الفاظ و معانی دلپذیر شما بود که مرده را جان میدهد و خسته را درمان. حالا چه افتاده که باب این فیض مسدود است و فیض این نعمت مقطوع؟ مگر خدا نخواسته قصوری در محبت من گفته اند یا فتوری در مودت خود دیده اید؛ ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام. نشاید. هلم الصحیفه و المقلمه و ادن المحیبره المفعمه. تا:
البته از اوضاع و احوال عالیجناب فرزندی میرزا محمدعلی و نورالعیونی میرزا حسین و قوة القلبی میرزا محمد جعفر سلمهم الله تعالی غافل و بی خبر نیستید و چون من از عالیجناب فرزندی بناچار دور شده ام شما که نزدیکید مراقب خواهید بود. یالیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما. هم چنان که فرزند عزیزم وفقه الله در هیچ حال از شرح و بسط حقایق اوضاع شما غفلت نداشته و نخواهد داشت؛ توقع دارم که شما نیز گزارش اوضاع او را بعد از ورود همدان مفصلاً مطابقاً للواقع مرقوم فرمایند.
والسلام
بخش 2
اختر از چرخ بزیر آری و پاشی بورق
گوهر از بحر برون آری و ریزی بکنار
بخش 6
لم ترعینی مثلکم فاضلاً
لکل شیئی شاء وشاآ
یبدع فی الکتب و فی غیرها
بدایعا ان شاء انشاآ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به زبان شعر و نثر، نالهای از دل نویسنده است که از دوری و فراق عزیزانش به درد و رنج میبرد. او از فایده کلمات و معانی دلپذیر برای تسکین جان و آرامش خستگی میگوید و میپرسد که چرا این فیض در حال حاضر از او دور شده است. همچنین نویسنده به حال عالیجنابان و خانوادههایشان اشاره میکند و ابراز تمایل میکند که از اوضاع آنها اطلاعاتی دقیق و واقعی دریافت کند. او در نهایت آرزوی نزدیکی به عزیزانش را دارد و بر این باور است که نگارش و گزارش احوال مهم است.