شمارهٔ ۶۵ - مخاطب نامة معلوم نیست هوالله تعالی شانه العزیز قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی
در باب فارس که امر و مقرر شده بود، همه مرقومات شما را بنظر ولیعهد روحی فداه رساندم، فرمودند: ما از خود هوس و هوائی نداریم، از خاک پست تریم، از مور ضعیف تر. زور و قوت ما همان نظر توجه و التفات حضرت شاهنشاه است. پر و بال ما همان فرمایشات و دستورالعمل های ظل الله. محال است که تا اقتضای رأی همایون را نفهمیم، اگر صد هزار سنگ بلا بر سر ما بریزند یک کلوخ بپاداش بیندازیم، ما کیستیم، چیستیم، چه کاره ایم، دستمان کو، کلوخمان کجا بود؟ کالمیت بین یدی الغسال؛ در زیر حکم و فرمان خدیو بی همالیم. بهار وتابستان و زمستانمان یکی است. پیش از عید و بعد از عید نمیدانیم. هر وقت و هر طور بفرمایند که برو یا بفرست، سمیعیم و سریع و هر گاه نفرمایند تسلیمیم و مطیع.
بندگان را بر سر خود حکم نیست، نوکری یعنی چه و از خود نیک و بد داشتن و بخود خیر و شر فهمیدن چه؟ هر چه امر شد نیک است و هر چه نهی شد بد، غیر این چیزی بفهم قاصر ما نمیرسد. والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به بیان تواضع و فروتنی خود و دیگران در برابر حکم و اراده پادشاه میپردازد. او بیان میکند که هیچ اراده یا خواستهای از خود ندارند و تمام قدرت و حیثیت آنها مرتبط با توجه و دستورهای شاهنشاه است. نویسنده تأکید میکند که هرچه بگویند نیک است و هرچه نهی کنند بد، و آنها از فهم امور دیگر عاجز هستند. در نهایت، این پیام از تسلیم و اطاعت بی چون و چرا در برابر فرمانهای پادشاه بیان میشود.