شمارهٔ ۶۸ - مخاطب این نامة معلوم نیست قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بخش 1
خوشا وقت شوریدگان غمت
اگر زخم بیند اگر مرهمت
دما دم شراب الم در کشند
اگر تلخ یابند دم در کشند
دست خط شریف که از مقوله یسر بعد از عسر و برء بعد از سقم و فرج بعد از شدت وفرح بعد از محنت بود؛ خوش ترین اوقات رسید و خاطر فرسوده را آسوده ساخت، خدا جزا دهد شاپور ذوالاکتاف را اگر گفتار راست میدید این کجی ها حالا کجا بود؟
سبحان الله، جائی که از روز اول بناش بر کجی شد راستی از آنجا میخواستید؟ هیهات! هیهات! درخت مقل نه خرما دهد نه شفتالود.
فضلا عن ذالک قصیر القامه و خفیف الهامه اولیس لللانسان فی علم القیافه من علامه. مگر مخبر صادقش می دانند که بحق ناطق باشد، یا ابوذر غفاری که بصدق قایل گردد.
معتاد بقول زور بوده و خلاق دروغ های پر زور، حق با حضرت وقایع نگار بود که چوب های نو باغ قاضی را بآحاد و عشرات راضی نمیشد؛ بسر شما استحقاق کرور داشت و استخفاف غرور میخواهد.
یکی از بابت سه هزار تومان، اگر خدا نخواسته تا حال نرسیده باشد چگونه سر ز خجالت بر آورم بر تو. مگر امیر نظام که البته حالا در اردوی همایون است تدبیر اندیشد، یا دستی از غیب برون آید و کاری بکند.
اما بیت حالا که مصحف است جز این که بتدبیر شما محول گردد بدست شما ان شاءالله کاری بشود چه میتوانند فرمود؟
در باب یزد و نواب ظل السلطان که در عالم نیک خواهی بعضی عرض ها کرده بودند، زایدالوصف واثق و محظوظ شدند و بر حسن رأی شما آفرین ها خواندند، ما جان و ایمان در راه او دریغ نداریم، یزد و کرمان چه قابلیت دارد؛ ولی چون بعرب خانه و بلوچ و سیستان اتصالی دارند باید خاطر جمع شویم که ملازمان سرکار ایشان، طوری با رعیت و همسایگان رفتار کنند که از پشت سر بفضل خدا مطمئن باشیم. ان شاءالله دشمنان خارجی دولت را از پیش برداریم، مثل پارسال نشود که ما بر سر قوچان رفتیم و فارسی بر سر کرمان و امیرزاده سیف الملوک بآباده طشت و دروغگوی قزوینی از شهر رشت.
والسلام علی من اتبع الهدی
بخش 2
ما زال مذ عقدت یداء ازاره
حتی تراه خمسه الاشبار
بخش 3
چه بودی ار سر زلفش بدستم افتادی
چون آستین لئیمان بدست درویشان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان احساسات عمیق و نگرانیها درباره وضعیت اجتماعی و سیاسی میپردازد. شاعر به دلتنگی و افسردگی ناشی از مشکلات زندگی اشاره کرده و میگوید که در سختیها و دردها، مومنان باید به یاد خدا باشند و در عین حال، تمجید از افرادی میکند که در پی عدالت و حق هستند. شاعر در باره سازوکارهای نادرستی که در جامعه وجود دارد، تذکر میدهد و به فساد و دروغگوییهایی که در میان برخی افراد رواج دارد، انتقاد میکند. او همچنین به وضعیت شهر یزد و افراد مسئول در آنجا اشاره کرده و خواستار برخورد بهتر ملازمان با مردم است تا از بیاعتمادی و ناراحتی عمومی جلوگیری شود. در نهایت، او با آرزوی ایجاد تغییرات مثبت و امید به آینده، نصیحت میکند که با نیت خوب و تلاش، میتوان مشکلات را حل کرده و دشمنان را شکست داد.