نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ - خطاب به میرزا فضل الله علی آبادی مستوفی خاقان قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / نامه‌های فارسی

در حینی که در رکاب نواب مستطاب شاهزاده والاتبار به طهران میآمد

مکتوب مرغوب شما بعد از هزار یاس و حرمان، دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ببارد.

این که نوشته بودید که خوب پر کرده اید تا چطور خالی کنید؛ جواب این است که: ما بسیار از این خوب ها پر کرده ایم و باقتضای آنجا هر طور خالی شود خواه توب مهلک باشد و یا تیر مضحک، خالی از شعف دوستان و تلف دشمنان نخواهد بود. تو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید.

دیگر نوشته بودید زود بیا که اگر زود بیائی دیر است. جوابی در این باب جز شعر عنتره عبسی ندارم.

و لقد شفی نفسی و ابرء سقمها

قیل الفوارس و یک عنتر اقدم

یدعون عنتر و الرماح کانها

اشطان بئرفی لبان الادهم

چون زمان ملاقات نزدیک است زیاده زحمتی نمیتوان داد. والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده در نامه‌ای به دوستی از سفر خود به تهران صحبت می‌کند و از خوشحالی خود نسبت به دریافت نامه او می‌گوید. او با استفاده از تشبیهاتی جذاب، نشان می‌دهد که حسرت و انتظار طولانی او با دریافت این نامه برطرف شده است. همچنین اشاره می‌کند که در پاسخ به پرسش دوستش درباره پر کردن و خالی کردن موضوع خاصی، او می‌گوید که آنها از این موضوع بسیار پر کرده‌اند و نتایج آن هرچه باشد، بی‌تردید تاثیرگذار خواهد بود. در انتها، اشاره‌ای به نزدیک شدن زمان ملاقات دارند و بدون اینکه بخواهد زحمتی بیشتر به دوستش تحمیل کند، نامه را به پایان می‌برد.