شمارهٔ ۱۵ قاسم انوار
قاسم انوار / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خداوند داننده دستگیر
رؤف و رحیم و قدیم و قدیر
ز انوار قدسش دل قاسمی
مقدس جنابست و عرفان سریر
بفضل خدا فارغ از مال و سال
که بی مال میرست و بی سال پیر
مشایخ برفتند، از ایشان نماند
سوای کهن قصه ای دلپذیر
مرید سوادی، از آن کرده ای
دلت را بزندان سودا اسیر
بیا پیش ما، قصه نو شنو
که نتوانی از مرده شد مستنیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی صفات خداوند، از جمله علم و رحمت اوست. شاعر اشاره میکند که خداوند از نعمتهای خود، دل قاسمی را مقدس کرده و مشایخ از دنیا رفتهاند، جز خاطرات دلپذیرید. شاعر به مریدی اشاره میکند که با عشق و علم، دل خود را در اسارت سودا قرار داده است. او از مرید میخواهد که به جمع بیاید و داستانهای جدیدی را بشنود، چرا که از مردگان نمیتواند الهام بگیرد.