نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ - اصل سیم غزالی

امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات

بدان که زبان از عجایب صنع حق تعالی است که به صورت پاره ای گوشت است و به حقیقت هرچه اندر وجود است زیر تصرف وی است، بلکه آنچه اندر عدم است نیز هم که وی هم از عدم عبارت کند هم از وجود، بلکه نایب عقل است. و هیچ چیز از احاطت عقل بیرون نیست و هرچه اندر عقل و وهم و اندر خیال آید زبان از آن عبارت کند. و دیگر اعضا نه چنین است که جز الوان و اشکال در ولایت چشم نیست و جز آواز در ولایت گوش نیست و دیگر اعضاء را همچنین ولایت هریکی بر یک گوشه مملکت بیش نیست و ولایت زبان اندر همه روان است همچون ولایت دل چون وی اندر مقابله دل است که صورت ها از دل همی گیرد و عبارت همی کند، همچنین صورتها نیز به دل می رساند و از هرچه وی بگوید دل از آن صفتی می گیرد.

مثلا چون به زبان تضرع و زاری کند و کلمات آن گفتن گیرد و الفاظ نوحه گیری راندن گیرد، دل از وی صفت رقّت و سوز و اندوه گرفتن گیرد و بخار آتش دل قصد دماغ کردن گیرد و به چشم بیرون آمدن ایستد و چون الفاظ طرب و صفت نیکوان کردن گیرد، در دل حرکات نشاط و شادی پدید آمدن گیرد و شهوت حرکت کردن گیرد و همچنین از هر کلمه ای که بر وی برود صفتی بر وفق آن در دل پیدا آید تا چون سخنهای زشت گوید دل تاریک شود و چون سخن حق گوید دل به روشن شدن ایسد و چون سخن دروغ و کژ گوید دل نیز کژ گردد تا چیزها راست نبیند و همچون آیینه کوژ شود و بدین سبب خواب شاعر و دروغ زن بیشتر آن بود که راست نیاید که درون وی گوژ شده باشد از سخن دروغ و کژ، و هرکه راست عادت گیرد خواب وی راست و درست بود. و همچنین هرکه در خواب راست نبیند چون بدان جهان شود حضرت الهیت که مشاهدت آن غایت همه لذتهاست، اندر دل وی کژ نماید و راست نبیند و از سعادت آن لذت محروم ماند؛ بلکه چنان که روی نیکو اندر آینه کژ زشت شود، چنان که اندر پهنا و درازنای شمشیر نگرد لذت جمال صورت باطل شود، کارهای آن جهان و کار الهی هم چنین بود. پس راستی و کژی دل تبع راستی و کژی زبان است و برای این گفت رسول (ص) ایمان مستقیم و راست نبود تا دل راست نباشد و دل راست نبود تا زبان راست نبود.

پس از شره و آفت زبان حذر کردن از مهمات دین است و ما اندر این اصل فضل خاموشی بگوییم و آنگاه آفت بسیار گفتن و فضول گفتن و آفت جدل گفتن و خصومت کردن و آفت فحش و دشنام و دراز زبانی و آفت لعنت کردن و مزاح و سخریت کردن و آفت فحش و دشنام و دراز زبانی و آفت لعنت کردن و مزاح و سخریت کردن و آفت دروغ گفتن و غیبت و سخن چیدن و دورویی کردن و آفت مدح و هجو و آنچه بدین تعلق دارد جمله شرح کنیم و علاج آن بگوییم، انشاءالله تعالی.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

زبان از شگفتی‌های خلق خداست و به واقع هر آنچه در وجود و عدم است، تحت تسلط زبان قرار دارد. زبان نایب عقل است و آنچه عقل و خیال درک می‌کند، زبان قادر به بیان آن است. دیگر اعضای بدن تنها وظایف خاصی دارند، اما زبان در کل فعالیت‌های روح را بیان می‌کند. زبان می‌تواند از طریق کلمات و الفاظ احساسات و افکار را به دل منتقل کند. مثلاً اگر کسی با زبانش زاری کند، دل او متاثر از آن رقت و سوز می‌شود. برعکس، اگر از شادی سخن بگوید، دل به نشاط می‌آید. بنابراین، هر کلمه‌ای که بیان شود، تأثیر خود را بر دل می‌گذارد. این مسأله باعث می‌شود که راست‌گویی باعث روشنی دل و دروغ‌گویی موجب تاریکی آن شود. از این رو، زبان می‌تواند بیانگر حال و سپهر دل باشد. بنابراین، توجه به گفتار و پرهیز از آفات زبانی نظیر دروغ، غیبت، جدل و دشنام اهمیت زیادی دارد، زیرا این آفات می‌توانند بر روح و دل انسان تأثیر بگذارند. در نتیجه، خاموشی و انتخاب سخنان درست از مسائل مهم دین به شمار می‌رود.