بخش ۲۸ - فصل (غیبت به چشم و دست و اشارت) غزالی
امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات
بدان که غیبت همه نه آن باد که به زبان باشد بلکه به چشم و نیز به دست و به اشارت و به نوشتن هم حرام بود. عایشه رضی الله عنه می گوید، «دست اشارت کردم که زنی کوتاه است». رسول (ص) گفت، «غیبت کردی». و همچنین لنگ رفتن و چشم احول کردن تا حال کسی معلوم شود همه غیبت است، اما اگر نام نبرد و گوید کسی چنین کرد غیبت نباشد، مگر که حاضران بخواهند دانست که را می گوید، آنگاه حرام باشد که مقصود تفهیم بود و به هرچه بود.
و گروهی از قرایان و پارسیان جاهل غیبت کنند و پندارند که غیبت نیست و یا حدیث کسی کنند پیش وی و گویند، الحمدالله که حق تعالی ما را نگاه داشته است از فلان چیز تا بدانند که او چنین همی کند. و یا گویند، «فلان مرد سخت نیکوست و احوال او خوب است ولیکن او نیز مبتلا شده است به خلق، چنان که ما مبتلا شده ایم و کم کسی خلاص یابد از فترت و آفت و امثال این»، و باشد که خویشتن مذمت کند تا بدان مذمت دیگری حاصل آید.
و باید که در پیش غیبت کننده نگوید، سبحان الله، اینت عجب»، تا آن کس به نشاط شود و یا دیگران که غافل بوده اند بشنوند و گوید، «اندوهگین شده ام که فلان را چنین واقعه ای اتفاق افتاده است. حق تعالی کفایت کناد» و مقصود آن بود که واقعه وی را دیگران بدانند. و باشد که چون حدیث کسی کند گوید، «خدای تعالی ما را توبه دهاد» تا بدانند که وی معصیت کرده است. این همه غیبت بود، لیکن چون چنین نبود، نفاق نیز با وی به هم که خویشتن به پارسایی فرانموده باشد و به غیبت ناکردن تا از معصیت دور شود و وی به جهل خود پندارد که غیبت نکرده است و باشد که کسی غیبت کند، وی را گوید، خاموش غیبت مکن» و به دل آن را کاره نبود، هم منافق و هم غیبت کرده باشد که غیبت شنونده هم در غیبت شریک است مگر که به دل کاره باشد.
یک روز ابوبکر و عمر رضی الله عنهما به هم می شدند. یکدیگر را گفتند، «فلان بسیار خسبد». پس از رسول (ص) نان خورشی خواستند. گفت، «شما نان بخورید». گفتند، «نمی دانیم که ما چه خوردیم». گفت، «بلی گوشت برادر خویش خوردید». هردو را فراهم گرفت. یکی گفته بود و دیگری شنیده بود. و اگر به دل کاره نباشد و به چشم یا به دست اشارت کند که خاموش، هم تقصیر کرده باشد. باید که به جد و صریح گوید تا اندر غایب مقصر نبود که اندر خبر است که هرکه برادر مسلمان را غیبت کند و وی نصرت نکند و وی را فرو گذارد، حق تعالی وی را فرو گذارد اندر وقتی که حاجتمند بود.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غیبت فقط به زبان محدود نمیشود، بلکه به چشم، دست، اشارت و نوشتن هم اطلاق میشود و اینها هم حرام هستند. عایشه (رضی الله عنها) میگوید که حتی با اشارت هم اگر به کسی اشاره شود که کوتاه است، غیبت محسوب میشود. همچنین، اگر کسی بدون ذکر نام، رفتار کسی را توصیف کند و دیگران ندانند که منظور چه کسی است، غیبت نخواهد بود، اما اگر کسی متوجه شود، غیبت است. برخی از مردم ناخواسته غیبت میکنند و فکر میکنند که این کار حرام نیست. اگر کسی درباره فردی صحبت کند و بگوید که خداوند او را از برخی معاصی نگه داشته، در واقع به غیبت آن فرد میپردازد. تا هنگامی که در ماهیت این صحبتها نفاق وجود دارد، غیبت هم رخ میدهد، زیرا فرد در ظاهر خود را پاک و دور از غیبت میبیند، اما در باطن غیبت میکند. نقل شده است که ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) وقتی در مورد کسی صحبت کردند و تهمت زدند، رسول الله (ص) به آنها گفتند که گوشت برادرشان را خوردهاند. در نتیجه، باید توجه داشت که غیبت در هر شکلی بد است و شایسته است که فردی که غیبت میکند، از غیبت دیگران دوری کند و در دل نیز برای اصلاح اقدام کند، زیرا غیبتکردن باعث سلب حمایت خداوند از فرد میشود.