بخش ۳۱ - پیدا کردن رخصت به غیبتها به عذرها غزالی
امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات
بدان که غیبت حرام است همچون دروغ و جز برای حاجت مباح نشود. و این شش عذر است:
عذر اول تظلم که پیش قاضی و سلطان بکند و این روا باشد و یا اندر پیش کسی از وی معاونت همی خواهد. مظلوم را نشاید که اندر پیش کسی که از وی فایده ای نخواهد بود ظلم ظالم حکایت کند. یکی اندر پیش ابن سیرین ظلم حجاج حکایت کرد، وی گفت، «حق تعالی انصاف حجاج از کسی که وی را غیبت همی کند همچنان بستاند که انصاف مردمان از حجاج».
عذر دوم آن که جایی فساد همی بیند فرا کسی بگوید که قادر بود که حسبت کند و از آن بازدارد. عمر رضی الله عنه بر طلحه یا عثمان بگذشت و سلام کرد. جواب نداد. به ابوبکر صدیق رضی الله عنه گله کرد تا وی را اندر آن سخن گفت و این را غیبت نداشتند.
عذر سیم فتوی پرسیدن که گوید، «زن یا پدر فلان کس چنین می کند یا می گوید با من». و اولیتر آن بود که گوید، «چه گویی اگر کسی چنین کند؟» ولیکن اگر نام برد رخصت است، چه باشد که مفتی را اندر آن واقعه چون بعینه بداند خاطر فراز آید. هند فرارسول (ص) گفت که بوسفیان مردی بخیل است. کفایت من و فرزندان تمام ندهد. اگر چیزی برگیرم بی علم وی روا باشد؟ گفت، «چندان که کفایت باشد برگیر». و ظلم بر فرزندان و بخیلی بگفتن غیبت بود، ولیکن به عذر فتوی روا داشت رسول (ص).
عذر چهارم آن که خواهد که از شر وی حذر کنند، چون کسی که مبتدع بود یا دزد باشد و کسی بر وی اعتماد خواهد کرد یا زنی بخواهد خواست یا بنده ای خواهد خرید و داند که اگر عیب وی نگوید آن کس را زیان خواهد داشت این عیب به گفتن اولیتر که پنهان داشتن غش باشد در شفقت بردن بر مسلمانان. و مزکی را روا بود که طعن کند اندر گواه و همچنین کسی که با وی مشورت کنند. و رسول (ص) گفته است، «اندر فاسق آنچه هست بگویید تا مردمان حذر کنند». و این آنجا سنت است که بیم آفت بود، اما بی عذری روا نبود گفتن. و گفته اند اندر حق سه کس غیبت نبود. سلطان ظالم را و مبتدع را و کسی که فسق آشکارا کند. و این از آن است که این قوم این پنهان ندارند و از آن رنجور نشوند که کسی بگوید.
عذر پنجم آن که کسی معروف بود به نامی که آن نام عیب بود چون: اعمش و اعرج و غیر آن که چون معروف شده باشد از آن رنجور نشود. اولیتر آن باشد که نامی دیگر گویند، نابینا را بصیر و چشم پوشیده گویند و مانند این.
عذر ششم آن که فسق ظاهر کند، چون مخنّث و خراباتی و کسانی که از فجور عیب ندارند ذکر ایشان روا باشد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غیبت به عنوان عمل حرام شناخته میشود، مشابه دروغ، و تنها در شش مورد خاص مجاز است: 1. **تظلم**: برای بیان ظلمی که بر کسی رفته است و درخواست عدالت در پیش قاضی یا سلطان. 2. **فساد**: در مواقعی که فساد یا ناراستی مشاهده میشود و کسی میتواند جلوی آن را بگیرد، بیان مشکل مجاز است. 3. **پرسش فتوی**: زمانی که فردی درباره عمل دیگری سوال میکند و نیاز به ذکر نام دارد تا فتوا دریافت کند. 4. **حذر از شر**: وقتی که فردی خطرناک است و برای احتیاط لازم است که دیگران از او آگاه شوند. 5. **عوارض نامی**: درباره کسی که به طور عمومی به نامی عیبآلود شناخته میشود، میتوان به آن نام اشاره کرد. 6. **فسق آشکار**: در مورد افرادی که فساد و گناهشان علنی است، ذکر نام آنها مجاز است. این عذرها به این دلیل است که غیبت در این موارد به حفظ حقوق فردی و جامعه کمک میکند و صرفاً هدفی موجه دارد.